بیوگرافی و عکس های سارا رسول زاده

 

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,

بیوگرافی سارا رسول زاده
نام و نام خانوادگی : سارا رسول زاده
رشته تحصیلی : لیسانس مدیریت صنعتی
تاریخ تولد : سال ۱۳۶۸

 

سارا رسول زاده مجری جوانی هست که بعد از مصاحبه بین ۳۰۰ نفر در شبکه دو تلویزیون برای مجری برنامه زنده انتخاب میشه و به تلویزیون راه پیدا میکند این مجری جوان حضوری موفق را در برنامه های نوجوان از خود به نمایش گذاشته و بطور چشمگیری با مخاطبان نوجوان ارتباط برقرار کرده و هم اکنون محبوبیت خاصی دارد محبوبیتی که بچه های اوایل دهه شصت را به یاد علاقه ای که به مجریان برنامه نیم رخ داشتن می اندازد.
سارا رسول زاده اصالتا اهل تبریز است و در یک خانواده ۶ نفره زندگی میکند که دو خواهر و یک برادر دارد و پدرش علاقه داره که سارا به ورزش اهمیت بدهد تا اونجایی که سارا در تیم هندبال نفت بازی میکرده و بدلیل مشکلات و کمبود وقت از این تیم جدا میشه ! برای مادر سارا رسول زاده ادامه تحصیل و رسیدن به مدارج عالی مهم است . یکی از خواهرانش مشغول تحصیل در مقطع دکتری است خواهر دیگرش حقوق می خواند و برادرش مکانیک طبعا با رشد کردن در چنین خانواده ایی سارا سراغ تحصیل در رشته ی هنر نرفت و در حال حاضر دانشجوی رشته مدیریت صنعتی هست.

سارا رسول زاده دیده شدن براش مهم نیست و بیشتر علاقمند هست که به کار تئاتر بپردازد او نقش آملیا را در تئاتر «یرما» از دکتر علی رفیعی را بازی کرد و امیدوار است اگر روزی بخواهد حضوری در سینما به عنوان بازیگر داشته باشد در کارهای دکتر رفیعی باشد.

 

گفتگو کوتاه با سارا رسول زاده

 

 متولد چه سالی هستید و در چه رشته ایی درس خوانده اید؟
من متولد سال ۱۳۶۸ هستم. بچه ی ته تغاری خانه با دو خواهر و یک برادر که رشته هیچ کدام هنر نبوده، یک خواهرم مشغول تحصیل در مقطع دکتری است خواهر دیگرم حقوق می خواند و برادرم مکانیک طبعا با رشد کردن در چنین خانواده ایی من سراغ تحصیل در رشته ی هنر نرفتم و در حال حاضر دانشجوی مدیریت صنعتی هستم، باید بگم که رشته تحصیلی ام را دوست دارم با احترام به تمام کسانی که هنر خوانده اند باور من این است که تحصیل هنر در ایران فایده چندانی ندارد البته نباید از این بگذریم که بچه های گروه هنر فیلم زیاد دیده اند و دایره مطالعاتی شان وسیع است که من سعی می کنم این خلا را با مطالعه شخصی جبران کنم. اقبال یک هنرمند گاهی براساس سلیقه ی مخاطب رقم می خورد. بازیگر در ایران همیشه باید منتظر باشد و تا یک زمان خاصی روی بورس است، من برای اینکه نمی خواستم به چیزی وابسته باشم رفتم سراغ رشته ایی که از طریق آن بتوان آینده مالی مطمئنی داشت.

باور عام این است که مجری گری کار پردرآمدی است مگر برای اجرا دستمزد خوبی دریافت نمی کنید؟
مجری ها بیشتر پول خود را از استیج در جشن ها یا ایام خاص در می آورند که آن هم توانایی خاص خود را می طلبد، گاهی ممکن است یک مجری تا سه میلیون هم برای یک اجرای استیج بگیرد اما با این وجود من مجری استیج نیستم و علاقه ایی به این کار ندارم.

چطور شد که وارد حیطه ی مجری گری شدید؟
من ابتدا فقط بازیگری تئاتر را دوست داشتم و اصلا به مجری گری فکر نمی کردم. شروع فعالیت تئاترم تو حوزه ی دانش آموزی با کانون پرورش فکری کودکان بود. ده سال آنجا کار تئاتر عروسکی کردم و جایزه ی عروسک گردان برتر را گرفتم. همان سال ها نیز در تئاتر دانشجویی جایزه بهترین بازیگری گرفتم.

ورودم به عرصه ی اجرا اتفاقی بود یک روز کسی که هرگز نفهمیدم چطور و از کجا من را می شناخت با من تماس گرفت که برای اجرا تست مجری گری بدهم، من تست دادم و قبول شدم. اولین کارم در تلویزون سال ۱۳۸۸ با برنامه «ترمه طلا» برای گروه کودک به کارگردانی محمدرضا حیدری بود که در آن کار مجری بازیگر بودیم، هنوز هم برخی من را با نام طلا در آن مجموعه می شناسند. بعد از آن برنامه زنده «آفتاب گردان» برای گروه نوجوان در شبکه دو را اجرا کردم.

اولین روز اجرای زنده ی من بدترین روز زندگی ام بود آن روز باید یک متن دانستی علمی را از حفظ اجرا می کردم من با اعتماد به نفسی که از بازی در تئاتر داشتم متن را یک دور خواندم و گفتم آماده ام به محض روشن شدن دوربین تپق ها بود که پشت سر هم می آمد. بعد از آن اجرا از استودیوی جام جم تا ونک اشک ریختم و فکر کردم این پایان کارم در اجرا است. آن شب خانم آیدا کریمی مربی تئاترم در دبیرستان به من گفت که قرار نیست همه از اول خوب باشند. تو پرانتز بگم که من هیچ وقت دوره ی مجری گری یا بازی ندیدم تنها معلم من تا قبل از آشنایی با دکتر علی رفیعی همین خانم آیدا کریمی در دبیرستان بود. رشته من در دبیرستان تجربی بود و تمام زنگ هایی که درس جدی نداشتیم می رفتم تمرین تئاتر این آخری ها سر کلاس های ریاضی و شیمی هم به هوای تئاتر حاضر نمی شدم.

اجرای زنده خیلی به تئاتر شبیه است. مجری باید بتواند برنامه را جمع کند، چالش به وجود بیاورد تا برنامه جذاب شود. بعد از این کار دو سال کارنکردم تا اینکه اومدم به برنامه «دوستان» به تهیه کنندگی مسعود ساکت اُف در شبکه جام جم، قبل از من در این برنامه زهرا عاملی یکی از مجری های توانمندمان بودند بعد فائزه یادگاری آمدند و بعد من که غدمتم در آن برنامه از بقیه بیشتر شد. بعد از تمام شدن برنامه «دوستان» بلافاصله برنامه ی «سپید پررنگ» به تهیه کنندگی الهه بهبودی آغاز شد که این برنامه نیز تا آخر شهریور۹۲ ادامه دارد.

من الهه بهبودی را از سر برنامه ی «جمع ما» با اجرای آزاده نامداری می شناختم و از همکاری با او بسیار لذت می برم. کم پیش می آید که یک تهیه کننده خانم با یک مجری خانم کنار بیاید ولی خانم بهبودی با وجود این که سن زیادی ندارند کارشان را به خوبی بلدند و حرفه ی خود را به خوبی می شناسند. «سپید پررنگ» برنامه ایی است پیرامون مشکلات جوانان.در این برنامه مشکلات جوانان را مطرح می کنیم و با مهمان هایمان نیز فارغ از چهره و حرفه ایی که دارند راجب موضوع برنامه گفتگو می کنیم. از مهمانانی که در برنامه حضور داشتند می توان به الهام حمیدی، افسانه پاکرو، بهاره رهنما، مژده لواسانی، شقایق دهقان به همراه دخترش می توان اشاره کرد.

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,
در ابتدای برنامه «سپید پر رنگ» لباس های خیلی خاصی می پوشیدید که بین لباس مجری های دختر و پسر هارمونی خاصی وجود داشت، آیا طراح لباس داشتید؟
بله خانم آنا ثانی طراح لباس «سپید پررنگ» بودند که متاسفانه در حال حاضر دیگر با این برنامه همکاری ندارند. از طراحی لباس و صحنه برنامه مشخص بود که تهیه کننده چقدر نسبت به کارش حرفه ایی برخورد می کند.

  به نظر شما چهره مجری و طرز لباس پوشیدنش در کیفیت اجرا چقدر مهم است؟
به نظر من چهره آنقدر مهم نیست مهم توانمندی یک مجری است. اپرا گِیل وینفری از مشهورترین مجری های جهان از دید برخی شاید به لحاظ زیبایی یک زن معمولی باشد اما این مجری با خلاقیت خود به ملکه میزگردها بدل شد، بنابراین توانمندی یک مجری فقط بسته به ظاهر او نیست.

 معمولا برای اجرا باید متن حفظ کنید؟
در برنامه های تولیدی که پلاتو می گوییم متن داریم ولی برنامه های زنده معمولا گفتگو محور است یک ساعت قبل از برنامه با تهیه کننده راجب فضای برنامه صحبت می کنیم یک سری سوال هم در اختیارم می گذارند اما من سوال های خودم را فی البداهه و در مسیر گفتگو خلق می کنم، خود شما الان که دارید با من مصاحبه می کنید یک سری سوال جلوی تان هست که اصلا به آن ها نگاه نکردید و سوال هایتان در لحظه و در مسیر گفتگو شکل گرفت.

می دانم که قیاس مجری گری و بازیگری قیاس درستی نیست، ولی شما به عنوان یکی از معدود مجری های خانم که کار حرفه ایی تئاتر می کنید به نظرتان تجربه ی کدام یک از این دو سخت تر است؟
مجری گری برنامه های زنده و بازیگری تئاتر به یکدیگر کمک می کنند ولی کار مجری به دلیل گسترده بودن دایره ی مخاطبانش حساس تر است. از یک بازیگر می توانند بپذیرند که در یک نقش خوب یا بد باشد اما اشتباهات مجری به راحتی بخشیده نمی شود.

آیا علاقه به ایفای نقش جلوی دوربین سینما دارید؟
من تا به حال هرچه پیشنهاد برای کار در سینما داشتم را رد کردم. استارت تجربه سینما برای من خیلی مهم است و فعلا قصد ندارم جلوی دوربین بروم. قبل از ورود به حیطه مجری گری یک تله فیلم برای جشنواره پلیس بازی کرده بودم. یک کار نمایشی هم به نام «چاپ شصتم» با آقای حیدری برای شبکه یک کار کردم. آرزوی من این است که اگر قرار باشد در سینما کار کنم جلوی دوربین خود دکتر رفیعی بروم و عاشقانه سبک کار او در «ماهی ها عاشق می شوند» را می پسندم. من خیلی شانس داشتم که اولین تجربه ی جدی تئاترم را با دکتر رفیعی شروع کردم.

 آیا الگویی برای بازیگری دارید؟
الگو ندارم زیرا معتقدم در هنر نباید کسی را الگو قرار داد، هنر برای زنده ماندن نیاز به زایش و کار نو دارد. اما بازیگر مورد علاقه زیاد دارم؛ فاطمه معتمد آریا، رویا تیموریان، گلشیفته فراهانی، ریما رامین فر، مریم سعادت و تمام بازیگرهایی که به واسطه ی چهره مطرح نشده اند را دوست دارم. در ایران همه دنبال چهره هستند و به طرز عجیبی صورت ها شبیه به هم شده. از بازیگران مرد نیز سیامک صفری، فرهاد اصلانی، حمید فرخ نژاد، پرویز پرستویی، علی سرابی، احمد مهران فر را دوست دارم.

 به عنوان سوال پایانی نقطه ضعف و قدرت خودتان را در مجری گری و بازی چه می دانید؟
بزرگترین نقطه ضعف من این است که روحیاتم خیلی روی کارم اثر می گذارد. گاهی که اتفاق بدی برام می افتد این را نمی توانم پنهان کنم.

نقطه قوتم این است که پشتکار بسیار زیادی دارم. آدم مغروری نیستم. اگر کسی به من بگوید که اینجا را بد بودی یا اگر اینطور بودی بهتر بود من به این نقدها گوش می دهم و این می رود در ذهنم که باید اصلاحش کنم. البته گاهی شاید این به ضرر بازی ام تمام شود چون از خلاقیتم کم می کند. ولی من معمولا ایراداتی که بهم می گویند را با تمرین زیاد و پشت کار حل می کنم.

 

برنامه های تلویزیونی سارا رسول زاده
ترمه و طلا – شبکه دو
آفتاب گردان – شبکه ذو
دوستان – شبکه جام جم
مثبت من – شبکه تهران
سپید پررنگ – شبکه دو

  تصاویر سارا رسول زاده

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,

 عکس های سارا رسول زاده

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,

 بیوگرافی سارا رسول زاده

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,

تصاویر جدید سارا رسول زاده

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,

 سارا رسول زاده

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,

 عکس های سارا رسول زاده

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,


بیوگرافی و عکس های علی لُهراسِبی

 

بیوگرافی علی لُهراسِبی,تصاویر علی لُهراسِبی,علی لُهراسِبی

بیوگرافی علی لُهراسِبی + تصاویر علی لُهراسِبی
نام اصلی : علی لُهراسِبی
تولد : ۲۰ فروردین
ملیت : ایرانی
سبک‌ها : پاپ

زندگی‌نامه
در۲۰ فروردین متولد شد. او نخستین فرزند خانوادهٔ شش‌نفره‌شان بود. پدرش از بازنشستگان نیروی هوایی و مادرش خانه‌دار بوده‌است. در رشتهٔ الکترونیک به تحصیل پرداخت و دارای مدرک کارشناسی الکترونیک از دانشگاه آزاد کرج می‌باشد. وی هم‌اکنون بیش‌تر در زمینهٔ تبلیغات و موسیقی فعال است. وی هم‌چنین یکی از مدیران پروژهٔ یکی از شرکت‌های نامدار تبلیغاتی است.

بیوگرافی علی لُهراسِبی,تصاویر علی لُهراسِبی,علی لُهراسِبی

فعالیت هنری
پیانو را نزد مهرداد تاج‌کریمی آموخت. سپس به فعالیت در عرصهٔ آهنگسازی کودکان و نوجوانان پرداخت و در یک گروه کرال دانشجویی عضویت یافت.

پس از مدتی فعالیت‌ها جسته‌گریخته در عرصهٔ موسیقی تصمیم می‌گیرد تا فعالیت‌هایش را به طور جدی پی بگیرد. در سال ۱۳۷۹ شماری از آثارش را برای سنجش به دست مسئولین وقت صداوسیما می‌دهد و اندکی بعد با موافقت آن‌ها برای همکاری روبرو می‌شود و اجرای تیراژ سریال «کلبه سپید» به عنوان اولین حرکت رسمی او در عرصهٔ موسیقی پاپ امروزی رقم می‌خورد.

از اینجاست که وی تصمیم به تقویت خود می‌گیرد و برای دو سال به یادگیری سلفژ و تئوری موسیقی نزد محمدرضا صادقی و بهنام صبوحی می‌پردازد تا در نهایت در سال ۱۳۸۱ با اجرای تیراژ سریال «دریایی‌ها» ارائه‌ای متفاوت را از خود به نمایش می‌گذارد. پس از این است که آلبوم «دریایی‌ها» را با همکاری محمدرضا چراغعلی به بازار موسیقی پاپ عرضه می‌کند که با استقبال مناسبی روبرو می‌شود. سپس تیراژ سریال «بیراهه‌ها» بود که زمینه‌ساز ارائهٔ آلبومی کامل توسط او شد و همزمان با عید فطر سال ۱۳۸۵ «آلبوم مثلث» را با حضور ترانه‌هایی چون «بیراهه‌ها»، «یه روز سرد پاییزی» با تنظیم علی افضلی، «کوله‌بار»، «خط و نشون»، «آینه»، «لب سکوت»، «قلب سنگی»، «مرثیه» و «عطر بارون» ارائه کرد. در همین زمان بود که وب‌گاه شخصی او نیز راه‌اندازی شد.

وی همچنین اجراهای زندهٔ متعددی داشته است که بخش عمدهٔ آن‌ها در جزیرهٔ کیش بوده است. بزرگ‌ترین کنسرت او در شب‌های ۱۴ و ۱۵ شهریور ۱۳۸۶ در مجموعه کاخ سعدآباد و با حضور بیش از ۵۰۰۰ نفر در هر شب برگزار شد.

آلبوم بعدی او با نام ۱۴ در پاییز سال ۱۳۸۸ منتشر شد. پس از جنجال بسیار بر سر مجوز به علت همکاری با شادمهر عقیلی سرانجام در زمستان سال ۱۳۹۰، آلبوم تصمیم منتشر گردید که جزو پرفروش‌ترین‌های سال ۱۳۹۰ شد. “تصمیم” بهترین آلبوم لهراسبی در بین چند آلبوم منتشر شده از وی شناخته شد.

او در اسفند۹۲ آلبومی را منتشر کرد که چند روز مانده به انتشار، از سرمه‌ای به روبات تغییر نام داد.

بیوگرافی علی لُهراسِبی,تصاویر علی لُهراسِبی,علی لُهراسِبی

علی لهراسبی از هنرمندان تازه نفس اما با تجربه ای است که چند سالی از ورودش به عرصه موسیقی میگذرد.اگر بخواهیم گذری کوتاه بر بیوگرافی او داشته باشیم،باید گفت: او مردی است متولد بهار و اولین فرزند خانواده شش نفره لهراسبی.پدر وی از بازنشتگان نیروی هوایی و مادرش کدبانویی خانه دار. در رشته ی الکترونیک تحصیل کرده است و این رشته را تا مقطع کارشناسی ادامه داده است.

 

در حال حاضر بیشتر در عرصه تبلیغات و موسیقی فعال است.او یکی از مدیران پروژه یک شرکت تبلیغاتی نامدار است و شما میتوانید ایده های خلاقانه وی را درمیان تیزر های تلویزیونی جستجو کنید! در نمای کلی از راهی که علی لهراسبی تا به حال پیموده است،به عنوان شروع میتوان به اموزش پیانو نزد مهرداد تاج کریمی اشاره کرد.پس از ان فعالیت در عرصه اهنگ سازی کودکان و نوجوانان و عضویت در یک گروه کرال دانشجویی را تجربه کرده است. پس از مدتی فعالیت جسته و گریخته در باب موسیقی به طور جد تصمیم بر حضور پر رنگ در این عرصه میگیرد.در سال ۱۳۷۹ تعدادی از اثار خود را برای ارزیابی به دست مسعولین وقت صدا و سیما میسپارد.

بیوگرافی علی لُهراسِبی,تصاویر علی لُهراسِبی,علی لُهراسِبی

کارنامه پربار و قابل دفاع او نشان از جدیت و کوشایی برای ماندگاری در اذهان مردم و کسب محبوبیت دارد.بیشتر اجراهای علی لهراسبی در جزیره کیش اتفاق افتاده است و همینطور به یاد ماندنی ترین کنسرت او بدون شک در شبهای ۱۴ و ۱۵ شهریور ۱۳۸۶ در مجموعه کاخ های سعد اباد و با حضور بیش از ۵۰۰نفر در هر شب برگذار شد که خاطره ای دوست داشتنی را برای هواداران بی شماری رقم زد.از همکاران نامدار او میتوان به رضا صادقی و محسن یگانه اشاره کرد.

 

سوالات کوتاه از علی لهراسبی
شغل دوم:
” موسیقی ” شغل دوم من است, شغل اصلی م کار ” تبلیغات” است.

خواهر:
ندارم.

برادر:
۳ برادر” دارم.

بهتربن و بدترین دروس دوران تحصیل؟
“بهترین:ریاضیات,   بدترین: شیمی”.

عاشق شدی؟
فک می کنم “بله

خواننده ی محبوب:
“نصرا…معین و نیما مسیحا”.

گروه موسیقی:
خیلی پیگیر نیستم اما بسیاری از کارهای ” پینک فلوید” را دوست دارم.

هنرپیشه مرد:
“پرویز پرستویی – آل پاچینو”.

هنرپیشه زن:
“فاطمه معتمدآریا – جولیا رابرتز”.

تعداد فروش کل آلبوم هات:
دو آلبوم داشته ام به نام های “دریایی ها”و”مثلث”- آمار دقیق ندارم اما میدانم مثلث خوب فروخت.

هترین دوران زندگی ت؟
بهترین دوره دوره ای است که کمتر “دغدغه” را داری. پس الآن نیست.

تاریخ اولین کنسرتت:
سال ۱۳۸۲- کرمانشاه. اما خودم کنسرت بزرگ تهران در سال ۸۶ را اولین کنسرت رسمی م می دانم.

بهترین تصمیم زندگیت؟
فعالیت در رشته “تبلیغات”

سفر به کره ی ماه:
خیلی دوست دارم. از بچگی به نجوم علاقمند بودم.

به کدام کشورها سفر کرده ای؟
“ایتالیا,روسیه,ترکیه,کویت و امارات”.

بازیگری در سینما:
پیشنهادداشته ام اما اگر روزی تصمیم ورود به این عرصه را بگیرم دوست دارم که “یک اتفاق باشم”.

مرگ:
واقعیتی که ترسناک است

 

بیوگرافی علی لُهراسِبی,تصاویر علی لُهراسِبی,علی لُهراسِبی

 

بیوگرافی علی لُهراسِبی,تصاویر علی لُهراسِبی,علی لُهراسِبی

 


بیوگرافی و عکس های گلشیفته فراهانی

 

بیوگرافی گلشیفته  فراهانی + تصاویر گلشیفته  فراهانی

 

نام اصلی : رهاورد فراهانی
زمینه فعالیت : سینما و تئاتر
تولد :  ۱۹ تیر ۱۳۶۲
والدین : بهزاد فراهانی،فهیمه رحیم‌نیا
ملیت : ایران
پیشه : بازیگری، نوازندگی و خوانندگی
سال‌های فعالیت : ۱۳۷۶ تا کنون
همسر(ها) : امین مهدوی (۱۳۸۴ تا کنون)

رهاورد (گلشیفته) فراهانی ۱۹ تیر ۱۳۶۲ در تهران و در خانواده ای هنرمند متولد شد. وی یک خواهر (شقایق ‏فراهانی، لیسانس نقاشی، بازیگر) یک برادر (آذرخش، لیسانس موسیقی، کاریکاتوریست) دارد. خانواده فراهانی یک ‏فرزند خوانده معروف نیز دارد. اردشیر رستمی کاریکاتوریست، تصویرساز، مجسمه ‌ساز، معمار، طراح لباس، شاعر‎ ‎و بازیگر‎ ‎است.
او چندی پیش در سریال شهریار، در نقش شاعر شهیر آذری بازی کرد. پدرش بهزاد فراهانی متولد ‏‏۱۳۲۳، اصلیت فراهانی (اراک) دارد و از جمله بازیگران مطرح تئاتر و سینمای کشور پیش و پس از انقلاب است که ‏عمری را در رادیو گذرانده و مادرش فهیمه رحیم نیا متولد ۱۳۲۶ تهران و فارغ التحصیل رشته هنرهای تجسمی از ‏دانشگاه‎. D.E.A ‎علوم انسانی استراسبورگ فرانسه است. وی فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۷ در گروه هنر ملی ‏و فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۴۹ به عنوان بازیگر در فیلم “تجاوز” آغاز کرد.

 

وضعیت خانوادگی‎‎‏
‏آن زمان که گلشیفته به دنیا آمد، خانواده فراهانی دیری از بازگشت شان به ایران نگذشته بود. بهزاد فراهانی سال ۵۳ به ‏دلیل مشکلاتی که برای ادامه کار در ایران می دید و به دلیل نگاه سیاسی اش به فرانسه مهاجرت کرد و پس از انقلاب ‏به ایران بازگشت، اما فضا برای هنرمند سیاسی چپ هنوز باز نشده بود.
خانواده در شرایط بد مالی به سر می بردند و ‏پدر خانواده با کارهای گوناگون از جمله مسافرکشی یا مترجمی سعی داشت تا چرخ زندگی خانواده را بچرخاند. اسم ‏گلشیفته در شناسنامه “رهاورد” ثبت شده، این بدان دلیل است که نام گلشیفته از سوی ثبت احوال در آن زمان مناسب ‏تشخیص داده نشده بود. در خانه و میان دوستان گلی صدایش می کنند، اما وی با نام گلشیفته در ایران شناخته شد. ‏کودکی اش در یوسف آباد گذشت، پنج ساله بود که آموزش موسیقی و پیانو را آغاز کرد.

از علاقه به موسیقی تا ایفای نقش در درخت گلابی‎‎‏
‏کودکی بسیار پرتحرک و شیطان بود، اما به موسیقی علاقه ای خاص داشت. در سال ۶۸ که پدرش دوباره توانست ‏وارد عرصه سینما- تئاتر شود، او نیز در کنار پدر به ایفای نقش در چند تئاتر عروسکی پرداخت. او در ۱۲ سالگی به ‏هنرستان موسیقی رفت. برای اولین بار در ۱۴ سالگی برای بازی در نقش “میم” در فیلم درخت گلابی ساخته داریوش ‏مهرجویی به بازی گرفته شد.
سال قبل از آن خواهر بزرگتر وی شقایق در فیلم “لیلا” ساخته دیگر داریوش مهرجویی ‏بازی کرده بود. نقش موثر در بازی گرفتن از این دو جوان را محمدرضا شریفی نیا برعهده داشت، او به عنوان دستیار ‏کارگردان، بازیگران را به مهرجویی معرفی می کرد.

بیوگرافی گلشیفته  فراهانی,تصاویر گلشیفته  فراهانی,گلشیفته  فراهانی

گلشیفته به خاطر بازی در همان فیلم یعنی درخت گلابی توانست جایزه بهترین بازیگر نقش زن در بخش بین الملل ‏شانزدهمین جشنواره فیلم فجر (سال ۷۶) را از آن خود کند. جایزه ای که سرنوشت وی را به کلی تحت تاثیر قرار داد.
‏آنچنان که خود گفته به عنوان دستمزد تنها یک ضبط صوت به وی هدیه داده شد. او سپس به موسیقی پرداخت، هرچند ‏که در سال ۷۹ در فیلم هفت پرده به کارگردانی فرزاد موتمن نقشی را ایفا کرد. پس از اخذ دیپلم، بورس ورود به ‏کنسرواتوار وین را اخذ کرد و آنچنان که خود می گوید در حالی که بلیت وین در دستانش بود،تصمیم گرفت که مابقی ‏عمرش را صرف سینما کند. در این میان به تحصیل موسیقی ادامه داد و چندی بعد وارد دانشگاه جامع علمی کاربردی ‏شد و در رشته موسیقی فارغ التحصیل شد. گلشفیته فراهانی به زبان های انگلیسی و فرانسه آشناست.

بیوگرافی گلشیفته  فراهانی,تصاویر گلشیفته  فراهانی,گلشیفته  فراهانی

گلشیفته فراهانی

 

ازدواج با امین محمد مهدوی‎‎‏
‏وی در سال ۸۲ در جریان فیلم بابا عزیز با همسر آینده اش آشنا شد. امین محمد مهدوی که جزو عوامل این فیلم ‏محسوب می شد به عنوان مترجم در کنار دیگر عوامل حضور داشت. جرقه این آشنایی در فیلم ” باباعزیز” می خورد، ‏چندی بعد و در همان سال ۸۲ با یکدیگر ازدواج کردند. امین محمد مهدوی متولد ۱۵ آذر ۱۳۵۰، مترجم زبان های ‏انگلیسی، فرانسه است و به زبان های عربی و اسپانیولی هم تسلط دارد.

بیوگرافی گلشیفته  فراهانی,تصاویر گلشیفته  فراهانی,گلشیفته  فراهانی

گلشیفته فراهانی

 

کارنامه کاری با آغازی پر فروغ‏‎‎
درخت گلابی-۱۳۷۶ به کارگردانی داریوش مهرجویی؛ گلشیفته فراهانی که در این فیلم نقش دختر عمه بازیگر اصلی ‏در فلش بک (خاطرات جوانی بازیگر) برعهده دارد. او آنچنان در این نقش قدرتمند ظاهر شد که آینده اش را تغییر داد. ‏ماجرای فیلم این گونه است که؛ محمود نویسنده ای است که برای نوشتن باقیمانده ی کتاب جدید خود، به باغ پدری در ‏دماوند پناه آورده است.
اما در باغ درخت گلابی قدیمی که برای محمود سرشار از خاطره است میوه نداده و باغبانان از ‏او می خواهند که در مراسمی آیینی برای ترساندن درخت و به بار نشستن دوباره ی آن شرکت کند و محمود می پذیرد ‏و در این بین او به مرور خاطرات نوجوانی خود می پردازد، زمانی که شیفته ی دختر عمه اش بوده و به او ابراز ‏عشق می کند و برایش اشعار عاشقانه می گوید و با او ساعت ها در باغ به اجرای نمایشنامه های مختلف می پردازد،‏اما روزی دختر برای خداحافظی می آید چون قصد دارد نزد پدرش که خارج از کشور است برود و محمود از او می ‏خواهد که صبر کند و دختر می پذیرد، اما سال ها بعد که محمود وارد جریانات سیاسی می شود نامه های دختر را پاسخ ‏نمی دهد و رفتنش را به تاریخی بعد موکول می کند تا اینکه بر اثر فعالیت های سیاسی به زندان می افتد و آن جا با دیدن ‏یکی از اقوام دختر خبر فوت او را دریافت می کند‎.‎‏ ‏

بیوگرافی گلشیفته  فراهانی,تصاویر گلشیفته  فراهانی,گلشیفته  فراهانی

گلشیفته فراهانی

 

سال پرکار‎‎
گلشیفته فراهانی در این سال در ۶ فیلم بازی می کند که سه مورد از آنها در زمره بهترین کارهای او قرار دارند. گیس ‏بریده- ۱۳۸۵ به کارگردانی جمشید حیدری روایت داستان دختر جوانی به نام مریم (گلشیفته فراهانی) است که علیه ‏انتظارات نامعقول پدر خود عصیان می کند و این سرآغاز کشمکشی است که بقیه اعضای خانواده را نیز درگیر ‏ماجراهایی می کند‎.‎‏

‏نیوه مانگ-۱۳۸۵ به کارگردانی بهمن قبادی درباره ‏‎”‎مامو”، نوازنده‌ پیر و سرشناس کردستان، همراه فرزندانش سفری ‏را برای اجرای کنسرت در عراق پس از صدام آغاز می‌کند. در این سفر، کاکو مرد میان ‌سالی که خود را ارادتمند ‏مامو می‌داند، به عنوان راننده او را همراهی می‌کند. مامو فرزندانش را که در نواحی مختلف زندگی می‌ کنند جمع می‌ ‏کند. گلشیفته در این فیلم در نقش نیوه مانگ یکی از فرزندان این پیر ظاهر می شود.

فیلم شناسی‎‎
-درخت گلابی-۱۳۷۶
-هفت پرده-۱۳۷۹
-زمانه-۱۳۸۰
-دوفرشته-۱۳۸۱
-جای دیگر-۱۳۸۱
-بوتیک، باباعزیز و اشک سرما-۱۳۸۲
-ماهی ها عاشق می شوند-۱۳۸۳
-به نام پدر-۱۳۸۴
-نیوه مانگ، گیس بریده، میم مثل مادر، سنتوری، ارابه مرگ و یک ذره امید-۱۳۸۵
-همیشه پای یک زن در میان است و دیوار-۱۳۸۶
-درباره الی-۱۳۸۷
-یک مشت دروغ-۲۰۰۸‏

‎‎تئاترشناسی‏
-مریم و مرداویج-۱۳۸۲
-نرگس سیاه-۱۳۸۳
-مفتش-۱۳۸۴‏

‎‎جوایز‎‎
-برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر از بخش بین الملل شانزدهمین جشنواره فیلم فجر
-بهترین بازیگر بیست و دومین جشنواره فیلم فجر برای بازیهای خیره کننده اش در دو فیلم -بوتیک و اشک سرما به ‏انتخاب نویسندگان و منتقدان
-برنده تندیس زرین هشتمین جشن خانه سینما‎ ‎برای بازی در فیلم اشک سرما‎

بیوگرافی گلشیفته  فراهانی,تصاویر گلشیفته  فراهانی,گلشیفته  فراهانی

 گلشیفته فراهانی

 

توضیحات گلشیفته درباره انتشار تصاویر برهنه اش در مجلات فرانسوی
گلشیفته فراهانی بازیگر سابق سینمای ایران که چندسالی است در خارج از کشور به سر می برد و در چندین فیلم نقشی غیر اخلاقی را ایفا کرده و تصاویری برهنه از خود را بر روی مجلات فرانسوی به چاپ رسانده در تازه ترین مصاحبه خود با یک شبکه تلویزیونی به توجیه کارهای خود پرداخت.
فراهانی در این مصاحبه گفته است که  هرگز قصد شوکه کردن ایرانیان یا تحریک آنها را نداشته است. او گفت: «من از سیاست متنفرم. این کار من نیست. همیشه همین‌طور است کاری می‌کنی و ناگهان سیاسی می‌شود. می‌دانستم مشکل است. اما من اکنون در فرانسه زندگی می‌کنم و باید اینجا فعالیت کنم. بالاخره یا در اینجا هستم یا نیستم. این مساله برای من و خانواده‌ام و کل جامعه ایران شوک‌آور بود.

مساله خوب! این است که بحثی به راه افتاد که در غیر این صورت هرگز پیش نمی‌آمد. من دیدم افرادی به من توهین می‌کردند، بعضی پاسخ آنها را می‌دادند و بعضی از من دفاع می‌کردند و بعضی دوباره به من توهین می‌کردند.
درگیری‌های زیادی بین خانواده‌ها ایجاد شد….» و سپس حال و روز خانواده اش را چنین توصیف می کند:« خیلی بد بود. این اولین باری بودکه آنها نتوانستند از من دفاع کنند. آتش چنان گسترده بود که دامن آنها را نیز گرفت. من باید بیشتر محتاط باشم. چون می‌دانم آنها را گروگان! می‌گیرند…

اما پس از مدتی به دلیل پیشینه پدرم ـ که خود را از طبقات پایین جامعه بالا کشید ـ احساسات آنها تغییر کرد. پدرم می‌ترسید من حمایت مردم را از دست بدهم. زیرا مردم برای او بسیار مهم بودند. او همه زندگی‌اش را برای مردم جنگید و همه چیز را فردای آنها کرد. اما پس از یکی دو ماه متوجه شد مردم بیشتر به من احترام می‌گذارند و خوشحال شد!!! …من افتخار می‌کنم که یک ایرانی هستم. به ویژه زن ایرانی!!!»

گلشیفته فراهانی و کامبیز حسینی در برنامه پولتیک
وی ماه گذشته با حضور در برنامه پولوتیک (برنامه ای ویدیویی با اجرای کامبیز حسینی ) ، در پاسخ به این پرسش که اگر در فیلمی؛ صحنه ای وجود داشته باشد که باید توسط شما روابط زناشویی به تصویر کشیده شود؛ آیا وجود این صحنه تاثیری در انتخاب شما برای بازی در آن نقش و در آن فیلم دارد؛ پاسخ داد: نه هرگز! اگر فیلم, داستانی داشته باشد که باید در این دنیا بازگو شود و به تماشاچی منتقل شود من همه جوره آن را با ذهنی روشن انجام می دهم!!!

بیوگرافی گلشیفته  فراهانی,تصاویر گلشیفته  فراهانی,گلشیفته  فراهانی

گلشیفته فراهانی

مصاحبه ی با گلشیفته فراهانی
اخرین فیلمی که دیدی چه نام داشت و با چه کسی دیدی؟
-فقط عاشقان زنده می مانند ساخته جیم جارموش ،تماشای چنین داستان عاشقانه ی احساسات برانگیز و پرشور با نقش آفرینی دو بازیگر بزرگ و فیلمسازی بسیار باهوش هیجان انگیز بود. باعث شد دلم بخواهد عاشق بشوم و توسط خون اشامان جذاب کشته شوم.

فیلمی که والدینت اجازه ی تماشای آن را به شما نمی دادند؟ یا فیلمی که پشت آنها قایم می شدی؟
-موزیک ویدیوی «بد»ِ مایکل جکسون. چون ۳ یا ۴ سالم بود…

چه نوع فیلمهایی را دوست نداری ببینی؟
داستان عاشقانه بی محتوا. کمدی رومانتیک های عادی با ساختار ضیف و دیالوگ های کلیشه ای . لحظات صمیمانه ی کلیشه ایی تر. اه! تهوع آور است.

فیلم یا سکانسی که حواس شما را از گپ با همسایه پرت کند؟
-اینجا در پاریس قرار نیست ما همسایه ها رابشناسیم. این فرهنگ وجود ندارد با انها حرف بزنی یا وقتی احتیاج داری ازشان تخم مرغ قرض بخواهی. .. .اما زمانی که درباره اش فکر می کنم … حتی زمانی که با یک دوست هستم… هیچی به ذهنم نمی آید…

رویایی که می تواند شروع یک سناریو باشد؟
-تقریبا همه ی رویاهایم. رویاهای من به طور معمولی ساختار دارند. پر از کاراکترهای مختلف، حادثه و ساختارند. چون سه بار در هفته من در رویاهایم می میرم. مردم می خواهند من را بکشند و من برآشفته بیدار می شوم تا فرار کنم یا غمگین از مردن خودم هستم!

جای محبوب‌تان در سالن(سینما)؟ یک آیین؟
-در میانه (سالن)؛ نه خیلی دور از پرده،ردیف ششم یا هفتم. بستگی به اندازه سالن دارد. نزدیک بینم.

با کدام شخصیت سینمایی به یک جزیره دور افتاده می روی؟
-با لورنس عربستان یا جیمز باند چون بامزه است. اول جزیره را می شناسم بعد باهم کنار می آییم.

هیولا یا فیلم روانشناسانه ایی که با آن احساس نزدیکی می کنی؟
قاتلان بالفطره. آنها باعث می شوند دلم بخواهد آدم بکشم.

اگر قرار باشد زندگی شما به فیلم تبدیل شود چه کسی نقش تان را بازی کند و کدام کارگردان؟
سوکو(خواننده و بازیگر). نمی توانم چشم از چشم های او بردارم. یک عمق باورنکردنی دارد. پشت دوربین: کاساوویتس.

دوست داری کدام بازیگر زن و مرد بودی؟
“مارلنه دیتریش”.عاشق همه نقش های اوهستم. نقش هایی که انتخاب می کرد آمیزه ای از زنانگی مطلق و قدرت بود. و بازیگر مرد: لئوناردو دی کاپریو

سینما برای همیشه ازبین می رود.یک سنگ نبشته مزار…
بهتر است هرچه زودتر خودکشی کنم و در قبر به او(سینما) ملحق شوم.

بیوگرافی گلشیفته  فراهانی,تصاویر گلشیفته  فراهانی,گلشیفته  فراهانی

گلشیفته فراهانی


زندگی نامه و بیوگرافی کامل حامد بهداد + عکس

جدیدترین بیوگرافی بازیگران و هنرمندان ایران و جهان در مجله فان سی
بیوگرافی کامل حامد بهداد + عکس

 بیوگرافی کامل حامد بهداد

متولد 6 آبان 1352 مشهد
برای اولین بار با ایفای نقش اصلی در فیلم « آخر بازی » (همایون اسعدیان، 1379) سینما را تجربه کرد و برای بازی در همین فیلم هم کاندید سیمرغ بلورین از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. اما بعدها با وجود اینکه هیچگاه در شکل و شمایل نقش اول ظاهر نشد، اما توانست بازیهای در خور توجهی از خود در قالب نقش مکمل در فیلم های مختلف به جا بگذارد که از جمله می توان به فیلم های « بوتیک » (حمید نعمت الله، 1381)، « این زن حرف نمی زند « (احمد امینی، 1381)، « کافه ستاره » (سامان مقدم، 1384) و « آدم » (عبدالرضا کاهانی، 1385) اشاره کرد. اما پررنگ ترین بازی او در قالب نقش مکمل، بازی در فیلم « روز سوم » (محمدحسین لطیفی، 1385) بود که در نقش یک افسر عرافی که در بحبوحه محاصره خرمشهر عاشق دختری خرمشهری می شود، ظاهر شد و موفق شد نظر اکثر کارشناسان و منتقدان سینمایی را به خود جلب کند و برای دومین بار پس از « آخر بازی » کاندید سیمرغ بلورین از دوره بیست و پنجم جشنواره فیلم فجر شود. بازی حامد بهداد در « روز سوم » اوج هنرنمایی اوست.

 بیوگرافی کامل حامد بهداد

مصاحبه با حامد بهداد:

او دارای تحصیلات لیسانس است .كمتر كسى باور مى كرد بازیگر ناشناخته فیلم آخر بازى روزى به یك ستاره تبدیل شود. اما بازى دلچسب و فراموش نشدنى حامد بهداد در آخرین ساخته سینمایى همایون اسعدیان او را به یكى از امید هاى بازیگرى نسل سوم بدل ساخت. بهداد در اولین حضورش كاندیداى دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از نوزدهمین جشنواره بین المللى فیلم فجر شد و پس از آن با حضورى كوتاه اما درخشان در فیلم بوتیك بار دیگر توانست كاندیداى دریافت تندیس خانه سینما شود و حالا پس از ۵ سال از وى به عنوان یكى از آیندگان بازیگرى نام مى برند حامد بهداد در مجموعه تلویزیونى سایه آفتاب ساخته محمدرضا آهنج با ایفاى نقش رضا توانست چهره اى متفاوت از خود بروز دهد و این بار شاهد قضاوت بیشترى درباره بازى اش باشد
او كه در این سال هاى اخیر تمام تلاش خود را معطوف حرفه اش كرده است مى كوشد تا در فضاى سینماى كشور از حاشیه نشینى پرهیز كند.
آنچه در ذیل مى خوانید حاصل گفت وگو با حامد بهداد درباره نقش رضا در مجموعه سایه آفتاب است

این اولین بار بود كه شما را در یك مجموعه داستانى دنباله دار مى دیدیم

بله این نخستین بار است كه در یك سریال بازى كرده ام. البته در دو كار اپیزودیك هم بازى داشته ام جست وجو در شهر و معما

بازى شما در این كار با نقش هاى دیگر تان متفاوت است. چه شد كه این نقش را پذیرفتید

علت تفاوت این نقش با نقش هاى دیگر این است كه طبیعى بازى نمى شود، خیلى ها مى گویند كه نقش غلوشده اى است، ممكن است اینگونه به نظر برسد. با اینكه متداول نبودن دیالوگ ها به این غلو دامن مى زند اما نظر شخصى ام چیز دیگرى است. البته مى توان گفت تمام شخصیت هاى داستان به همین سبك نوشته شده است

چه شد كه به حرفه بازیگرى روى آوردید

طى قرارى كه با خود گذاشته بودم ما به دنیا آمده ایم تا شاهد اتفاق هایى در زندگى مان باشیم، شاهد اتفاقات ریز و درشتى كه من نیز ناظر این اتفاقات هستم. بگذریم، پس از آخر بازى یك اپیزود از مجموعه همسفر را براى قاسم جعفرى كاركردم و بعد از آن یك مجموعه ۲۶ قسمتى (كودكان و نوجوانان) به سفارش شبكه جهانى جام جم را كارگردانى كردم. یك اپیزود از مجموعه معما را بازى كردم. به هر تقدیر اینها حدفاصل آخر بازى و بوتیك به حساب مى آمد

در مصاحبه اى از شما پرسیده شده بود «بازى شما در این سریال بى شباهت به بوتیك و این زن حرف نمى زند نیست»، با آنكه مخالفت كرده بودید، مى خواهم به تفصیل در این باره توضیح دهید

بى ربط است، بازى هاى آل پاچینو نیز شبیه به هم هستند. اما چرا آل پاچینو بازیگر خوبى است. ساده ترین بخش بازیگرى در این است كه بخواهى بازى متفاوتى ارائه كنى. بازیگر براساس نگرش و شخصیتش كارش را پیش مى برد. ما در بازیگرى دنبال چه چیزى هستیم؟ چه تفاوتى میان بازى حمید فرخ نژاد در عروس آتش و ارتفاع پست وجود دارد؟ حقیقت این است كه در هر دو فیلم عالى بازى كرده است. من به عنوان بازیگر و كسى كه كارشناسانه (صددرصد تخصصى) به این مقوله نگاه مى كنم، پیگیر شباهت این دو نقش نیستم؛ بلكه سراغ این وجه ماجرا مى روم كه این بار چقدر توفیق نصیب او شده و چه مقدمه در نقش روح دمیده شده است. نقش چارچوبى است كه توسط نویسنده ترسیم شده و بازیگر تنها به آن جان مى دهد

بازیگر اندیشه هاى كارگردان و نویسنده را از دریچه دغدغه هاى شخصى اش متجلى مى سازد. او نقطه نظرات نویسنده و كارگردان را به خاطر مى سپارد اینكه مى گویم نویسنده یعنى كسى كه درام مى داند از طرفى دیگر با دغدغه ها و از زاویه نگاه خودش نقش را خلق مى كند. در اینجا است كه مهرداد شبیه رضا و رضا شبیه سروش است. به نظر من تفاوت به آن معنى متداول و كلیشه اى چیز جالبى نمى تواند باشد اما تفاوت در یك نگاه جدید است كه مى تواند بازى را جذاب كند
 باز هم تاكید مى كنم كه تمام بازیگران مطرح دنیا شبیه خودشان بازى مى كنند. صدا همان صداست و بدن همان بدن است؛ فقط آن آدم در موقعیتى جدید قرار گرفته كه نویسنده آن موقعیت را به صورت كاملاً ویژه مى آفریند و ارائه مى دهد. رضا در سایه آفتاب مى تواند دو كوچه آن طرف تر از مهرداد زندگى كند ولى شبیه هم نیستند و این را مى توان از تك تك عناصر بصرى موجود فهمید. رضا پاى بند به خانواده خود است و براى گذران زندگى به هر كارى تن داده است و این هر كارى، در حین آبرودارى است. كار رضا اصلاً دزدى نیست، من نمى خواهم رضا را توجیه كنم یا برایش كسب آبرو نمایم. براى من فرقى نمى كند كه آن نقش دزد باشد یا هر چیز دیگر. رضا بچه كوچه است و سوداى پیشرفت (از نوع عجیب و غریب) را ندارد اما مهرداد (بوتیك) این سودا را دارد. رضا به خانه و خانواده اش اهمیت قائل است و به زندگى سنتى پاى بند است
 رضا مابه ازاى بیرونى ندارد، در صورتى كه مهرداد مابه ازاى بیرونى دارد. خواستم از رضا نقشى بسازم كه دوست داشتنى باشد و تماشاگر با آن همذات پندارى كند. در مجموع تفاوت در جزئیات معنا پیدا مى كند و من در جزئیات این را رعایت كرده ام

شخصیت رضا با ادبیاتش همخوانى ندارد و دیالوگ هایش شاعرانه است. تقابل لمپنیسم و شاعرانگى عجیب است

وقتى مى گویم مابه ازاى بیرونى ندارد، این مسئله را نیز شامل مى شود. اتفاقاً دیالوگ هاى او از این ادبیات برخوردار است. فرض كن رضا همراه پدربزرگش به مراسم عزادارى ایام محرم مى رفتند و عزادارى مى كردند یا در زورخانه اشعار فردوسى را مى شنیده، پس این كاراكتر كلى اشعار و ادبیات حفظ شده دارد

دیالوگ رضا در یكى از اپیزودهاى سریال درباره رنگ پیراهن اش این بود رنگش عوض نمى شد جز با مرگ به این شخصیت نمى آید كه فلسفه مرگ را بداند و روشنفكرانه حرف بزند

ابتدا باید روشنفكرى را معنى كرد. او به خاطر معشوقه اش سیاه  پوشیده است، همین. در قدیم بعضى ها پس از مرگ معشوق خود سیاه مى پوشیدند و تا چهل روز و یا بیشتر و شاید تا آخر عمر سیاه را درنمى آوردند، فرض كن رضا ضرب المثل ها و اصطلاحات را خوب نمى شناسد، پاى نقالى نشسته است و داستان هاى شاهنامه را هم شنیده است. زمانى كه من دیالوگ هاى او را خواندم، گفتم این شخصیت مى تواند به این گونه باشد، یكى از آدم هاى خاص زور خانه

بازى شما موجب شده تا بازى هاى دیگر دیده نشود و شخصیت رضا برجسته تر از سایرین باشد

تلاش كردم كه خوب بازى كنم و به دیگران كارى نداشتم. دوست ندارم وارد حاشیه شوم. سعى مى كنم كار خودم را به نحو احسن انجام دهم

آیا در انتخاب نقش خود به تیم بازیگرى و پارتنر هاى خود اهمیت مى دهید

این مسئله اهمیت دارد اما نمى توانم در این ماجرا تاثیر گذار باشم. به هر حال من باید كار خودم را انجام دهم

شما در بوتیك و این زن حرف نمى زند نیز حضور كوتاه اما بازى برجسته اى داشته اید. آیا این را ادامه خواهید داد

خیر، هیچ چیز دست ما نیست و هر چه كه خداوند رقم برند همان را انجام مى دهم. در فیلم نفست رو حبس كن سامان مقدم، در یكى از نقش هاى اصلى بازى مى كنم كه كمى متفاوت است. ظاهر نقش ساده است اما براى ایفاى نقش زحمت زیادى كشیده ام. درآوردن و خلق نقش براى من یعنى رضایت خودم و بعد كارگردان. زمانى كه خودم و كارگردان از نقشى كه ایفا كرده ام راضى باشیم آن كار برایم دلچسب است؛ چون این یك ائتلاف میان من و كارگردان بوده و هر دو به مخاطب فكر مى كنیم. زمانى كه براى خودت قرارداد هاى كوچك مى گذارى و به آنها عمل مى كنى، كارگردان و تماشاگر مشعوف مى شوند. اتفاق بسیار خوبى مى افتد. آن قدر كه باورت نمى شود و خودت از نقشى كه بازى كرده اى شگفت زده مى شوى

در كل به این سریال چگونه نگاه مى كنى. آیا مجموعاً از عملكرد خودت راضى هستى

من تنها از صداوسیما ناراضى ام. صداوسیما مى تواند شرایط بسیار خوبى فراهم كند اما این شرایط بسیار كم فراهم مى شود و مجموعه هایى همانند امام على كمتر تولید مى شود. صداوسیما باید ارزش گذارى هاى سخت گیرانه و بهترى را داشته باشد. به هر تقدیر كار خودم را مى كنم و از كارم لذت مى برم. امیدوارم تماشاگران نیز در این لذت با من شریك باشند

فكر مى كنید چرا بعضى ها از بازى شما ناراضى اند

مهم نیست كه بعضى ها از كار من ناراضى اند، مهم این است كه بعضى ها از كار من راضى اند. امیدوارم به زودى كارى ارائه دهم كه آنهایى كه ناراضى اند نیز بازى مرا دوست داشته باشند.در این كار نظر مخالف و موافق بسیار است و نظر مخالف نظر بدى نیست و یك سرى نظرات بازیگر را رشد مى دهد و جایگاهش را ارتقا مى بخشد

 بیوگرافی کامل حامد بهداد

مجموعه آثار:

– آخر بازی (همایون اسعدیان، 1379)
– این زن حرف نمی زند (احمد امینی، 1381)
– بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)
– کافه ستاره (سامان مقدم، 1384)
– عروس کوهستان (یوسف سیدمهدوی، 1384)
– باغ فردوس پنج بعدازظهر (سیامک شایقی، 1384)
– آدم (عبدالرضا کاهانی، 1385)
– روز سوم (محمدحسین لطیفی، 1385)
– تسویه حساب (تهمینه میلانی، 1386)

جشنواره ها و جوایز:
– کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « آخر بازی » – 1379
– کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « روز سوم » – 1385
– کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « بوتیک » – 1383
– کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « کافه ستاره » – 1385
– پنجمین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « این زن حرف نمی زند » – 1382
– دومین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « بوتیک » – 1383

تکناز

 

منبع:http://www.persianv.com


زندگی نامه و بیوگرافی کامل مریم امیرجلالی + عکس

جدیدترین بیوگرافی بازیگران و هنرمندان ایران و جهان در مجله فان سی
بیوگرافی کامل مریم امیرجلالی + عکس

 بیوگرافی کامل مریم امیرجلالی  

مریم امیرجلالی (زاده ۱۳۲۶)،متولد شهرستان ملایر بازیگر سینما و تلویزیون ایران است. شهرت وی بیشتر به خاطر بازی در مجموعه‌های طنز سال‌های اخیر (دهه۸۰ شمسی) می‌باشد.

زمینه فعالیت : بازیگر سینما و تلویزیون

ملیت : ایرانی

تولد : ۱۳۲۶

ملایر

 

زندگی

مریم امیرجلالی متولد سال ۱۳۲۶ است و در سال ۱۳۷۳ وارد کارهای هنری شده و اولین بار در سریال زیرگنبد کبود به کارگردانی آقای بهمن زرین پور ایفای نقش نمود.

پس از آن در سریالهای دیگر به اسامی هتل- نوعروس- خودرو تهران ۱۱- این زمینها – پشت کنکوریها- خانه بدوش – کارگاه شمس و مادام – دیوانه ای در شهر – ترش و شیرین و فیلمهای سینمائی مهمان – شبهای تهران – دم صبح – نصف مال من نصف ما تو نیز حضور داشته است. وی در اسفند ماه سال ۱۳۷۸ از کار دولتی بازنشسته شده اند ایشان در دوران خدمت به عنوان رییس تمرکز حساب ها در شهر و روستا مشغول بوده و همزمان با انتشارات خوارزمی به عنوان مدیر مالی و در شرکتهای ساختمانی سنگ و ستون نیز به همین عنوان همکاری می کرد.

  بیوگرافی کامل مریم امیرجلالی

فیلم‌شناسی

فیلم‌های سینمایی

تله فیلم قبر مشترک

    چگونه میلیاردر شدم (۱۳۸۹)

    افراطی‌ها (۱۳۸۸)

    به دنبال خوشبختی (۱۳۸۸)

    پوپک و مش ماشاالله (۱۳۸۸)

    چراغ قرمز (۱۳۸۸)

    غریبه‌ای در شهر (۱۳۸۸)

    آقای هفت رنگ (آقای دزد) (۱۳۸۷)

    مادر زن سلام (۱۳۸۵)

    مهمان (۱۳۸۵)

    نصف مال من، نصف مال تو (۱۳۸۵)

    دم صبح (۱۳۸۴)

    مربای شیرین (۱۳۸۰)

    شب‌های تهران (۱۳۷۹)

  بیوگرافی کامل مریم امیرجلالی

مجموعه‌های تلویزیونی

    هتل (مرضیه برومند) (۱۳۷۷)

    رسم شیدایی (اکبر خواجوئی) (۱۳۸۳)

    خانه به دوش (رضا عطاران) (۱۳۸۳)

    متهم گریخت (رضا عطاران) (۱۳۸۴)

    ترش و شیرین (رضا عطاران) (۱۳۸۵)

    چارخونه (سروش صحت) (۱۳۸۶)

    چاردیواری (سیروس مقدم) (۱۳۸۹)

    چهار چرخ (جواد مزد آبادی) (۱۳۹۰)

    توطئه فامیلی (رامبد جوان) (۱۳۹۰)

 

خبرجدید

مریم امیر جلالی از بازیگری خداحافظی کرد و خواننده شد.

ویکی پدیا

منبع:http://www.persianv.com


زندگی نامه و بیوگرافی کامل مصطفی زمانی + عکس

جدیدترین بیوگرافی بازیگران و هنرمندان ایران و جهان در مجله فان سی
بیوگرافی کامل مصطفی زمانی + عکس

 بیوگرافی کامل مصطفی زمانی

نام : مصطفی

نام خانوادگی : زمانی

اصلیت : فریدون کنار

تابعیت : ایران

تحصیلات : کارشناس مدیریت صنعتی

 محل زندگی : تهران

 

 از عنوان کردن حرفهای تکراری بیزار است اعتماد به نفس زیادی دارد میدانست نقش حضرت یوسف سرو صدای زیادی میکند آدم محتاطی است ۹۹ درصد از آشنایان او را نسبت به مطبوعات دچار دلهره کرده اند از بچگی عاشق بازیگری بوده وقتی وارد دانشگاه شد به بازیگری در تاتر پرداخت معتقد است فضای رشد پیشرفت برای جوانان و نوجوانان علاقه مند در شهرستانها کم و محدود است میان بازیگران مرد محمدرضا فروتن را خیلی دوست دارد به نظر او هدیه تهرانی هنرپیشه تاثیرگذاری است بازی فروتن و تهرانی را در قرمز خیلی دوست دارد از طریق دوستش متوجه شد برای سریال یوسف دنبال بازیگر هستند ابتدا هیچ شانی برای خود قائل نبوده روز اول تست هول شده و دیالوگهایش را فراموش کرده پیش از تست دوم کتاب یوسف در آینه تاریخ را خواند بعد از تست دوم قراردادی ۶ ماهه امضا کرد . برای ایفای بهتر نقش به کلاسهای بازیگری سوارکاری و بدنسازی رفت به خاطر فشارهای حاکم بر فضای کار ۲ بار انصراف داده .معتقد است سلحشور پای او ایستاد .خود را مدیون صداقت و اعتماد سلحشور میداند .اولین پلان را ۸ بهمن ۱۳۸۳ بازی کرد .بازیگر نقش نوجوانی یوسف پسرعمه زمانی است .کتایون ریاحی را بهترین انتخاب برای نقش زلیخا میداند .هیچکس بدون گریم او را نمیشناسد .در باشگاه بدنسازی با محمدرضا فروتن آشنا شد .آرزوی بازی با مرحوم خسرو شکیبایی را داشت .بسیار احساساتی است . بازیگری را دوست دارد .امیدوار است بازی در نقش یوسف ویترین خوبی برای او باشد اجازه بازی در کلاه پهلوی را نداشت .هنوز ازدواج نکرده و مجرد است .طبق قرارداد تا پایان سریال حق بازی در هیچ فیلمی را ندارد معتقد است محمدرضا گلزار حقش بوده که دارای چنین جایگاهی در سینما شده . پارسا پیروزفر را هنرپیشه ای باسواد میداند . از نظر او حامد بهداد دوست داشتنی و عجیب است . علی دایی را سمبل اراده میداند .

 

 

 بیوگرافی کامل مصطفی زمانی

دنبال يك زندگي راحت هستم

تا مي گويي يوسف، همه چهره اي را مجسم مي كنند كه با ديدنشاگر چاقو به دست داشته باشي حتماً دستت را خواهي بريد. از اين قصه كه بگذريم، باخودم فكر مي‌كردم پيدا كردن يوسف ازميان خيل چشم رنگي هايي كه عرصه سينما را به دستگرفته اند خيلي هم نبايد سخت باشد.

يوسفي كه از ميان 3 هزار نفر براي مصاحبه مي آيد نيز يكي از همان چشمرنگي هاست كه با مو و ريش بلندش بيشتر مرا به ياد مسيح مي اندازد. او خيلي اتفاقيگذارش به شهر پر وسوسه و خيال انگيز سينما افتاده و هنوز روزهاي دوست داشتني ودشوار شهرت براي او از راه نرسيده است. به همين خاطر مي شود هر جايي نشست و با او ازيوسفي حرف زد كه به قول خودش هيچ شباهتي به آن كه حالا مي بينيم ندارد.

گويا مو و چشم هاي رنگي اش را تيره كرده اند، مي گويد: زيبايي راگرفته اند تا معصوميت ببخشند.

دلش نمي خواهد او را از گروه همان چشم رنگي هايي ببينيم كه راهدشوارسينما را به خاطر زيبايي چهره شان يك شبه پيموده اند. مي گويد به ضابطه معتقداست و بيش از آن به سرنوشت.

ما هم نمي خواهيم مثل برخي منتقدان كه او را نا بازيگر شهرستانيمعرفي كرده و [به قول خود زماني] با سليقه اي عمل كردن كينه خود را در دل او نشاندهاند، بازيگري اش را به بوته ي نقد بكشانيم. مي نشينيم به انتظار و نقدها را ميگذاريم براي بعد. بازيگري بي شك مهارتي نيست كه بشود داشتن يا نداشتن را درچهره ياو جستجو كرد.

 

از بين چند كانديدا انتخاب شديد ؟

اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست مي گيرند. حتي يك بار از جلوي دفتر اين پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد يكي از دوستانم عكس مرا به آقاي سلحشور نشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست را دادم و 3 روزبعد دو تا از سكانس هاي سريال را از من تست گرفتند كه بعدها فهميدم سخت ترين سكانس ها بوده است. پس ازيك ماه، تست گريم دادم بعد با من قرارداد بستند با اين شرط كه اگر كانديداي بهتري پيدا شد، با نظركارگردان من كنار بروم. تا آنجا كه اطلاع دارم از حدود 3 هزار نفرت ست گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي آن اتفاق نظردارند. از تاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري در اوايل بهمن همان سال، شرايط بسيار سختي داشتم. برخي عوامل اصلي كار سعي در انتخاب يكي ازبازيگران حرفه اي داشتند. حتي مدتي دنبال يك بازيگر خارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگر نقش پيامبر بايد يك بازيگر ناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال ازآنجا كه بازيگري براي من آنقدراهميت نداشت كه به خاطر آن از همه چيزبگذرم، با همه اينها كنار آمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري و شهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي كردم يا نمي كردم.

با جلساتي كه گذاشتند و حمايت هاي آقاي سلحشور رفتم جلوي دوربين. پس از يك هفته هم بازيگر ثابت اين نقش شدم.

 

از نظرخودتان هم بهترين گزينه بوديد ؟

من حس مي كنم اين نقش نياز به كسي دارد كه بدون توجه به دوربين و عوامل پشت صحنه حرف بزند كه اين كار سختي است. آنهايي كه حرفه اي هستند ناخودآگاه مجبورند به اين چيزها توجه كنند. صحنه هايي بود كه احساس مي كردم فقط بايد با دلم حرف بزنم . خيلي جاها من اصلاً به كاراكتر فكر نمي كردم. او را بازي نمي كردم، خودم بودم. حس مي كنم براي اين كار نياز به آن داريم كه درونمان را قوي كرده باشيم و من اين كار را پيشتر انجام داده بودم. شايد به خاطر نوع زندگي اي كه خداوند برايم رقم زده است. البته به نظرمن يك بازيگر حرفه اي نمي تواند اين نقش را براي مردم ارائه كند. من براي مردم بازي مي كنم. اصولاً نقش پيامبر را بايد براي مردم بازي كرد.

 

فكر مي كنيد چهره تان چه ويژگي خاصي براي ايفاي اين نقش داشتهاست؟

قضيه يوسف يك قضيه باطني است. زيبايي ظاهري با توجه به زاويه ديد مردم تغييرپيدا مي كند. پس مطلق بودن را بايد دراين زمينه كنار گذاشت. و ديگر اين كه بعضي چهره‌ها هستند كه بدون داشتن زيبايي ظاهري صميميت دارند. آدمها با آنها احساس نزديكي مي كند و اين به انسانيت آدم ها برمي گردد. فكرمي كنم كارگردان بيشتر دنبال همين بوده است كه از اين نظرتا حدودي به خودم مطمئن هستم، به اضافه ي يك زيبايي ظاهري كه البته در گريم بسياري از جذابيت هاي چهره پوشانده شده است. در واقع زيبايي در اينجا بر اساس فضاي پيرامون تعيين مي شود. براساس گريم فراعنه مصر و آدم هاي دور و براست كه زيبايي يوسف برجسته ي شود. از طرفي بايد اين چهره براي مردم باورپذير مي شد .اما خب كانديداهاي ديگري هم بودند كه چهره هاي بسيار زيبايي داشتند اما آن انرژي دروني را كه كارگردان دنبالش بود نداشتند و گرنه من خودم را از نظر زيبايي درحد آدم هاي معمولي مي بينم.

 

معمولاً كارگردان در تمام جزئيات شما را راهنمايي مي كند يا ايدههاي خودتان را هم به كار مي گيريد؟

آقاي سلحشور معتقدند كار بايد براساس ديد كارگردان پيش برود نه بازيگر. الان متأسفانه در سينماي ما اغلب بازيگران دوست ندارند كسي به آنها بگويد كه مثلاً اين صحنه را اين طوري بازي كن. شايد ما قادر باشيم بازي بسيار قوي هم ارائه كنيم، گاه لازم است به خاطر ساير بازيگران سطح بازي ها يكدست شود. ولي بسياري از بازيگران راضي به اين كار نمي شوند. بازيگراني كه دراين سريال حضور دارند اغلب به اين ويژگي آنها توجه شده است. نقش من نيز به خاطر اين كه الگوي خاصي براي ارائه آن وجود ندارد و من فقط بايد نقش كسي را بازي كنم كه در بالاترين مراتب انسانيت قراردارد، از جهاتي حائز اهميت است. هرچند شايد به خاطر نبود يك الگوي خاص كسي نمي تواند انتقادي به نقش وارد كند؛ همين موضوع مسؤوليت مرا سنگين تر مي كند. چرا كه هر حركتي از من به حساب پيامبر گذاشت مي شود. به همين خاطر در مورد اين نقش همواره سعي مي كنم نظرات كارگردان را به كار ببندم. اما اين طور هم نيست كه ايده هاي ما را ناديده بگيرند. مثلاً در بعضي صحنه هاي حسي به خاطر شناخت كاملي كه از من دارند با انگشت گذاشتن روي نقاط حساس زندگي ام، به باورپذيري آن صحنه به من كمك مي كنند. به طور مثال در صحنه اي كه يوسف به ماوراء مي رود و فرشته ها دور او مي چرخند، بايد حالت زار كسي را مي داشتم كه مثلاً پدرش را به غريبه ها فروخته است. يك چنين حسي داشت آن صحنه، اما فرشته ها براي من قابل لمس نبودند. براي همين آقاي سلحشور كه مي دانست ارادت خاصي به اميرالمومنين (ع) دارم، آمد نشست كنار من و گفت: زياد گناه كرده اي، اما لياقت اين را داشته اي كه اميرالمومنين بيايد اينجا و شفاعتت كند و من با اين جمله به هم ريختم. شايد باورتان نشود حتي بعد ازكات هم گريه ي من قطع نمي شد. اين ارتباط نزديكي كه با آقاي سلحشوردارم، خيلي دربازي به من كمك كرده است.

 

با اشاره اي كه به نقش يوسف به خاطرنداشتن الگوي زنده و مشخصكرديد، به نظر مي رسد ترسيم پرقدرت اين نقش كار ساده اي نسيت ؟

نقش يوسف را واقعاً يك آدم درد كشيده بايد بازي كند. من به جرأت مي توانم بگويم در صحنه هاي زندان 70 درصد خودم را بازي كردم. يا در سكانسي كه با يعقوب پيامبر حرف مي زنم. پدرم را مقابل خودم مي بينم و اين به خاطر وابستگي شديدي است كه به پدر و مادرم دارم و درحال حاضر از هم دور هستيم. در واقع اين حس دوري از درون من نشأت مي گيرد. بنابراين به تماشاگر دروغ نگفته ام. اينها همه ترسيم نقش را براي من ساده مي كند. ازطرفي همه ي اينها را لطف خدا مي بينم. حتي ورودم به دنياي بازيگري را كه مديون هيچ كس نيستم. هيج آشنايي نداشتم و معتقدم تمام سختي هايي كه در زندگي تحمل كرده ام بي حكمت نبوده است.

 

چند بار فيلمنامه را خوانده ايد؟

حدود 13 بار.

 

دراين زمينه مطالعه ديني هم داشتيد؟

مطالعه ي ديني زيادي نداشتم. اما كتابهاي مختلفي خواندم ازجمله خود قرآن. از طرفي فيلمنامه براساس شرايط نوشته مي شود نه واقعيت. بين آنچه در فيلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عميق به دست بيايد، گاه دوگانگي وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعيت گاه باورپذيرنيست. مثل واقعيت رو گرداندن يوسف از زيباترين زن مصر. بايد آن را به ذهن مردم جامعه نزديك كرد، به مردمي كه داراي طبيعت و غريزه انساني هستند. من سعي كردم فيلمنامه نوشته شده را به خودم بقبولانم.

 

 

پيش از شروع فيلمبرداري چقدر تمرين داشتيد؟

در مدت 6 ماه قبل از فيلمبرداري، دو تا معلم بازيگري و يك مربي سواركاري به صورت خصوصي داشتم. آقاي داوود دانشور يكي از استادان بازيگري ام بود كه من آشنايي با تئوري سينما را مديون او هستم. شمشيربازي را هم با خود كارگردان تمرين كرديم.

اولين صحنه اي كه بازي كرديد كدام صحنه بود؟ اولين صحنه داخلي زندان بود كه خبري براي من مي آورند مبني براين كه زليخا دستور داده شما را شكنجه كنند. اين اولين پلاني بود كه بازي كردم.

 

در اين مدت با عوامل مشكلي نداشته ايد؟

بعضي ها بودند كه الان نيستند و خيلي دلشان نمي خواست كه من اين نقش را بازي كنم. آنها اغلب سينمايي بودند. البته من اوايل آدم بسيار خشكي بودم. فكر مي كردم اگر روابطم بيش از يك سلام و عليك باشد ممكن است اين تصور پيش بيايد كه به خاطر گرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زير پا بگذارم و اين موجب ناراحتي خيلي ها شده بود. اما الان به همه ي آنها احترام مي گذارم.

 

 

آياپيش آمده كه بخواهي بعضي صحنه ها را دوباره تكراركني؟

بله، خيلي وقت ها.

 

در اين مواقع كارگردان مخالفتي نمي كند؟

نه مخالفتي نمي كند. من هم آدم تعارفي نيستم.

 

آقاي شورجه هم در مورد بازيها نظرخاصي مي دهند؟

آدم فوق العاده محترمي است آقاي شورجه و هميشه حد و حدود ديگران را رعايت مي‌كند. در زمينه ي بازي اگر نظرخاصي داشته باشد با كارگردان درميان مي گذارد و به ما مي گويند. مگر مواردي كه آقاي سلحشور سرصحنه نيست و او به عنوان كارگردان حضوردارد.

 

بازيگر نقش كودكي يوسف هم با شما نسبت فاميلي دارد. او چگونهانتخاب شد؟

بله، پسرعمه ي من است. پس ازحدود 2 سال همديگر را دريك مجلس عروسي ديديم و من حس كردم آن معصوميتي كه اينها دنبالش هستند در چهره ي او هست. همان جا چند تا ديالوگ به او دادم كه خيلي خوب جواب داد و گفت بازيگر اول استان مازندران بوده است. به اين ترتيب او را معرفي كردم و با تستي كه از او گرفتند، ظرف 3 روز جلوي دوربين رفت.

 

پيش از اين پروژه مشغول چه كاري بوديد؟

دررشته مديريت صنعتي دانشگاه غيرانتفاعي تحصيل مي كردم و حسابدار يك شركت كوچك بودم.

 

تجربه ي سينمايي هم داشتيد؟

نه. فقط چند بار تئاترهاي مدرسه و دانشگاه بازي كرده بودم.

 

اما اطلاعاتتان در اين زمينه خوب به نظر مي رسد؟

هيچ چيز به اندازه ي تجربه به آدم اطلاعات نمي دهد. شما هزار بار هم كه يك مطلب سينمايي را خوانده باشيد، تا وقتي وارد ميدان عمل نشويد، چيزي از آن مفهوم درك نخواهيد كرد. حتي تجربه ي تئاتري نمي تواند خيلي در سينما موثر باشد. يك بازيگر تئاتر بايد نفس گيري، بيان و حركات بدني قوي داشته باشد. اما در سينما بايد كار را خوب بشناسي. من خودم خيلي از تئاتر لذت نمي برم. سينما را ترجيح مي دهم و با پيش توليدي كه درسينما و تلويزيون ايران هست، كار با دوربين 35 ميلي متري را دوست دارم چون به بازيگر فرصت مي دهد كه به نقش فكركند.

 

چقدر سينما مي رويد؟

تا به حال 4 بارسينما رفته ام. غير از جشنواره ي امسال كه در يك شب 3 تا فيلم ديدم، درخانه هم سعي مي كنم فيلم خوب ببينم. به نظر من مردم بهترين قضاوت كننده هستند، نه منتقدان و فيلمي كه خوب مي فروشد به هر دليلي كه باشد فيلم خوبي است.

 

پيشنهاد ديگري نداشتيد؟

قبل از يوسف 3 تا كار سينمايي به من پيشنهاد شد كه هر سه تجاري بودند. شايد هم بدم نمي آمد بازي كنم. اما روز آخر بازيگر ديگري را انتخاب كردند. حتي يك باركه براي بستن قرارداد رفته بودم، گفتند ما با فلاني قرارداد بسته ايم درحالي كه به من قول داده بودند. خيلي اذيت شدم. حتي به جرأت مي توانم بگويم از تيرماه 83 كه قرارداد اوليه را براي يوسف بستم تا موقعي كه جلوي دوربين رفتم، سخت ترين روزهاي زندگي من بود. واقعاً دلم مي خواهد به آنهايي كه درعالم سينما جايگاه بالايي پيدا كرده اند بگويم: اگربخواهند رسم دنيا را به نا حق به هم بريزند، از همان جا كه هستند زمين مي‌خورند. من با همه ي سختي ها ازكسي گله مند نيستم و حاضرنبودم به خاطر پذيرفتن اين نقش، پا روي اصول اخلاقي و زندگي ام بگذارم.

 

بعد از يوسف دلتان مي خواهد چه نقشي را بازي كنيد؟

دوست دارم نقش يكي از رجال بزرگ ايراني با تفكرات ايراني را بازي كنم.

 

فرد خاصي در نظرتان هست؟

بله. اما چون قرار است ساخته شود اسم آن را نمي آورم تا ذهنيت خاصي پيش نيايد.

به هرحال دوست دارم بازي كنم. از بيكاري متنفرم. اما موافق استفاده ي ابزاري ازچهره ها هم نيستم.

 

آيا هرگز در ذهنتان به بازيگري فكركرده بوديد؟

براي من هيچ چيز رويايي نيست. همه ي آرزوهاي دنيا را دست يافتني مي بينم. فكرمي كنم درمورد نقش يوسف و انتخاب من براي اين نقش هم سرنوشت و خواست خدا بوده است. گاهي بايد هدف را رها كرد. بايد بدون وابستگي به هدف تلاش كرد ومن در زندگي خيلي تلاش كردم.

 

به شهرت چطور؟

كمتر از آن چيزي كه ممكن است نقش يوسف براي من داشته باشد، خود نقش است كه براي من زيباست. ظرفيت شهرت را داشتن كار هر كسي نيست. براي همين است كه آدمهاي بزرگ انگشت شمارند. يك روز بازيگري به من گفت: اگربهترين بازيگر دنيا هم باشي، يك جرقه اي. جرقه ها يا پرنورند يا كم نور.اما همه خاموش مي شوند. شهرت براي پيشرفت خوب است اما زندگي با شهرت كارساده اي نيست.

 

بهترين نقشي كه از نظر بازيگري تأثير عميقي روي شما گذاشته كدامبوده است؟

من عاشق نقش فروتن درفيلم قرمز هستم. از همانجا بود كه به بازيگري علاقه مند شدم. اصولاً نقش آدمهاي رواني را خيلي دوست دارم. چون تعليق زيادي دراين نقش هست. در خيابان هم زياد نقش بازي مي كنم كه متأسفانه آخرين بار به همسايه روبرويي مان برخوردم كه البته من او را نمي شناختم و خيلي هم دلش براي من سوخت.

 

علاقه ي اصلي تان چيست؟

براي من علاقه ي اصلي وجود ندارد. دنبال يك زندگي راحت براي خودم و اطرافيانم هستم. به شرط اين كه به طبيعت، قانون طبيعت و مردم لطمه اي نزند. كافي است خوب فكر كنيم و خوب بخواهيم. خداوند همه چيز را در اختيارمان قرار خواهد داد. بايد رمز جهان را بشناسيم. نبايد ترسيد. بايد احتياط كرد. بايد براساس مطالعه و تجربه فاصله ترس و احتياط را تشخيص داد كه از تارمو نازك تراست.

 

غيراز بازيگري به چه كارهايي مي پردازيد؟

ورزش مي كنم و اكثر اوقات در خانه هستم. كتاب مي خوانم و فيلم مي بينم. دو تا دوست دارم كه يكي ازآنها را هر دو ماه يك بار مي بينم و يكي ديگر را هم هفته اي يك بار. به طوركلي به نظر من درجامعه جايي براي تفريح نداريم. از طرفي معتقدم اگر قرار است حداقل الگويي براي بچه ها و جوان هاي ديگرباشيم بايد درتفريح و گذراندن اوقات فراغت حواسمان جمع باشد وخودمان را كنترل كنيم.

 

خانواده تان راجع به اين نقش و به طور كلي بازيگري شما چه نظريدارند؟

آنها همواره تأثير بسيار زيادي در زندگي من داشته اند. هميشه خانواده براي من اصل بوده است و براي آنها همواره احترام و اهميت زيادي قائل بوده ام. در عوض پدر و مادرم نيز به من اعتماد كامل دارند و هرگز در هيچ كاري مخالفتي از خود نشان نداده اند. الان هم خيلي ذوق زده اند. چون كار اول من بوده و فكرش را هم نمي كردند.

 

در حال حاضر كدام برنامه يا سريال تلويزيوني را دنبال مي كنيد؟

هيچكدام، به جرأت مي توانم بگويم كه ما در دوره ي يكساله ي كنوني حتي يك سريال مناسب براي مردم هم نداشته ايم. به نظر مي آيد كه برنامه سازان تنها بودجه گرفته اند كه يك چيزي بسازند. اميدوارم كارهاي سيما فيلم پس از آماده شدن بتواند چند سالي تلويزيون را ازجهت سريال هاي خوب بيمه كند.

 

بیوگرافی کامل مصطفی زمانی

مجموعه آثار:

 

1.یوسف پیامبر
(فرج الله سلحشور-83)

2.مجموعه در چشم باد
(مسعود جعفری جوزانی-87)

3.سینمایی آل
(بهرام بهرامیان-88-87)

4.سینمایی بدرودبغداد
(مهدی نادری-88)

5.سینمایی کیفر
(حسن فتحی-88)

6.سینمایی قصه پریا
(فریدون جیرانی-88)

7.اینجاتاریک نیست
(محمدرضا خاکی-89)

8.سینمایی پریناز

(بهرام بهرامیان-89)

9.سوت پایان
(نیکی کریمی -89)

10.سینمایی یک عاشقانه ساده
(سامان مقدم-89)

11.سينمايي ملکه
(محمدعلي باشه آهنگر-89)

12.من همسرش هستم
(مصطفی شایسته-90)

13.جيب بر خيابان جنوبي
(سياوش اسعدي-90)

14.پدرم حاج محمود
(محمدرضا ورزي-90)

15.برلين منهاي هفت
(رامتين لوافي پور-90-91)

16. قصه عشق پدرم

(محمدرضا ورزی-90)

17.آیینه شمعدون

(بهرام بهرامیان-91)

 

منبع : آسمونی

 

منبع:http://www.persianv.com


زندگی نامه و بیوگرافی کامل مهدی پاکدل + عکس

جدیدترین بیوگرافی بازیگران و هنرمندان ایران و جهان در مجله فان سی
بیوگرافی کامل مهدی پاکدل + عکس

 بیوگرافی کامل مهدی پاکدل

مهدی پاکدل (متولد سال ۱۳۵۹ در اصفهان) بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایران است. وی دانشجوی انصرافی رشته گرافیک دانشگاه آزاد، واحد تهران مرکز است.

ازدواج

وی در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ با بهنوش طباطبایی (بازیگر سینما و تلویزیون) ازدواج کرد.

تئاتر

جنبش انفیه در کلکته (سیروس شاملو، ۱۳۷۶)
ریچارد سوم (داوود رشیدی، ۱۳۷۸)
سیاها (حامد محمد طاهری، ۱۳۷۸)
بعد از مگریت (مریم مجد، ۱۳۷۹)
دیر راهبان (فرهاد مهندس پور، ۱۳۸۰)
پای دیوار بزرگ شهر (حسن معجونی، ۱۳۸۱)
قهوه تلخ (شبنم طلوعی، ۱۳۸۲)
روی زمین (افروز فروزند، ۱۳۸۲)
بی شیر و شکر (مهرداد ضیایی و حمید امجد، ۱۳۸۳)
همسایه آقا (حسین کیانی، ۱۳۸۵)
می خوام بخوابم (رضا گوران، ۱۳۸۶)
یرما (رضا گوران، ۱۳۸۶)
ماچیسمو (محمد یعقوبی، ۱۳۸۷)
خشکسالی و دروغ (محمد یعقوبی، ۱۳۸۸)
اهل قبور (حسین کیانی، ۱۳۸۸)
داستان یک پلکان (رضا گوران، ۱۳۸۸)
نوشتن در تاریکی (محمد یعقوبی، ۱۳۸۹)
حضرت والا (حسین پاکدل، ۱۳۸۹)
برهان (محمد یعقوبی، 1391)

بیوگرافی کامل مهدی پاکدل

فیلم‌های سینمایی

آبی (حمید لبخنده، ۱۳۷۸)
ماجراهای اینترنتی (حسین قناعت، ۱۳۸۲)
ماهی‌ها عاشق می‌شوند (علی رفیعی، ۱۳۸۳)
شبانه (امید بنکدار و کیوان علیمحمدی، ۱۳۸۴)
مصائب دوشیزه (مسعود اطیابی، ۱۳۸۵)
مخمصه (محمدعلی سجادی، ۱۳۸۵)
دایره زنگی (پریسا بخت‌آور، ۱۳۸۶)
بدون اجازه (مرتضی احمدی‌هرندی، ۱۳۸۹)
نفوذی
آزاد راه (۱۳۸۹)
محمد (ص) (مجید مجیدی، ۱۳۹۰)

 بیوگرافی کامل مهدی پاکدل

فیلم‌های تلویزیونی

یک روز معمولی (حسن فتحی، ۱۳۸۲)
گزارش یک اعدام (ابراهیم شیبانی، ۱۳۸۶)
استخوان (فرهاد علیزاده آهی، ۱۳۸۶)
ضامن (منوچهر هادی، ۱۳۸۶)
دوباره بهار (راما قویدل، ۱۳۸۷)
عزیزی که ناپدید شد (منوچهر هادی، ۱۳۸۸)
هویت (مسعود فروتن، ۱۳۸۹)

مجموعه‌های تلویزیونی

با من بمان (حمید لبخنده، ۱۳۸۱)
مروارید سرخ (شاپور قریب و مسعود رسام، ۱۳۸۳)
خاموشی دریا (حسین عاطفی، ۱۳۸۴)
اولین شب آرامش (احمد امینی، ۱۳۸۴)
ما چند نفر (فیاض موسوی، ۱۳۸۵)
بی‌گناهان (احمد امینی، ۱۳۸۶)
شب می‌گذرد (راما قویدل،۸۷)
گمشده (راما قویدل، ۱۳۸۸)
ستایش (سعید سلطانی، ۱۳۸۹)

شبکه نمایش خانگی

شام ایرانی (بیژن بیرنگ، ۱۳۹۰)

منابع :

آفتاب نیوز

بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (IMDb)

بانک اطلاعات اینترنتی سینمایی سوره

منبع:http://www.persianv.com


زندگی نامه و بیوگرافی کامل ناصر ملک مطیعی + عکس

جدیدترین بیوگرافی بازیگران و هنرمندان ایران و جهان در مجله فان سی
بیوگرافی کامل ناصر ملک مطیعی + عکس

 بیوگرافی کامل ناصر ملک مطیعی  

دوران زندگي:

قبل از آنكه به سينما بيايد معلم ورزش دبيرستان‌هاي تهران بود، و وقتي به سينما آمد و محبوبيت كسب كرد به فعاليت در تئاتر (1335) و دوبله فيلم (1338) پرداخت. فعاليتش در سينما با بازي در صحنه كوتاهي از فيلم «واريته بهار» (پرويز خطيبي، 1328) آغاز شد. بازي ملك مطيعي در دومين فيلمش («شكارخانگي»، «علي دريابيگي»، 1330) فقط در حد اداي یک جمله کوتاه در صحنه يك ميهماني بود. اما بازی ملک مطیعی در «ولگرد» (مهدی رییس فیروز، ۱۳۳۱) او را به اوج محبوبیت رساند و برای بازی در آن نخستین دستمزد فعالیت حرفه‌ای خود را گرفت. با موفقیت «ولگرد» بلافاصله در فیلم‌های «گرداب» (حسن خردمند، ۱۳۳۲) ـ که نخستین فیلم رنگی سینمای ایران بود ـ و سپس در فیلم «غفلت» (علی کسمایی، ۱۳۳۲) بازی کرد. ملک مطیعی پس از بازی در «غفلت»، از «پارس فیلم» به «دیانا فیلم» رفت، تا در ازای بازی در دو فیلم در سال، ماهانه هزار تومان دستمزد دریافت کند، اما پس از ایفای نقش در «چهارراه حوادث» (ساموئل خاچیکیان، ۱۳۳۳) که متفاوت از سایر نقش‌های او بود، به خدمت نظام احضار شد. او پس از بازگشت، در فیلم «اتهام» (شاپور یاسمی ، ۱۳۳۵) بازی کرد. ملک‌‌مطیعی در فاصلهٔ سال‌های (۴۰-۱۳۳۶) در فیلم‌های: «بازگشت به زندگی» (عطاالله زاهد، ۱۳۳۶)، «عروس فراری» (اسماعیل کوشان، ۱۳۳۷)، «طلسم شکسته» (سیامک یاسمی، ۱۳۳۷)، «دشمن زن» (پرویز خطیبی، ۱۳۳۷)، «دو قلوها» (سیامک یاسمی، ۱۳۳۸)، «اول هیکل» (سیامک یاسمی، ۱۳۳۹)، عمو نوروز (سیامک یاسمی، ۱۳۴۰)، آرامش قبل از طوفان (خسرو پرویزی، ۱۳۴۰)، عسل تلخ (حسین مدنی، ۱۳۴۰)، سایهٔ سرنوشت (اسماعیل کوشان، ۱۳۴۰) و آس و پاس (سیامک یاسمی، ۱۳۴۰) بازی کرد. پس از دههٔ ۴۰ شمسی، با حضور محمدعلی فردین به عنوان «جوان اول» فیلم‌ها، به تدریج از محبوبیت او کاسته شد. ملك‌مطيعي از سال 1341 با پوشيدن لباس جاهل ‌ها و كلاه مخملي‌ها، كه پيش از او عباس مصدق و مجيد محسني به تن كرده بودند، در نقش‌هايي ظاهر شد كه فردين جز دو بار در فيلم‌هاي زن‌ها فرشته‌اند (اسماعيل پورسعيد، 1342) و ايوب (فريدون ژورك، 1350) حاضر به پوشيدن آن لباس‌ها و ايفاي نقششان نشد. ملک مطیعی در فیلم‌های: «کلاه مخملی» (اسماعیل کوشان، ۱۳۴۱)، «با معرفت‌ها» (حسین مدنی، ۱۳۴۲)، «مردها و جاده‌ها» (ناصر ملک مطیعی، ۱۳۴۲)، «ابرام در پاریس» (اسماعیل کوشان، ۱۳۴۳)، «سالار مردان» (نظام فاطمی، ۱۳۴۷) و «مردان روزگار» (مازیار پرتو، ۱۳۴۸) با کت و شلوار مشکی، پیراهن سفید و کفش چرمی نوک تیز، کلاه مخملی و دستمال ابریشم یزدی و تسبیح شاه مقصود، اگرچه مصداق زنده‌ای از نمونه اجتماعی سنخ «جاهل» نبود، اما مجموعهٔ اجرای نقش، به‌ویژه حرکات دست‌ها و بالا انداختن ابرو، تکیه کلام‌ها و نقل‌هایش، عامهٔ بیندگان را مجذوب خود کرد. اگر ملك مطيعي تا قبل از «قيصر» (مسعود كيميايي، 1348) و ايفاي نقش «دانش فرمان» همراه با پوشيدن لباس كلاه مخملي در نقش‌هاي مرد روستايي «عروس دهكده»، «تركمن» (آراس خان) افسر نيروي دريايي (پاسداران دريا)، شاه عباس كبير (حسين كرد)، رييس دزدها (هاشم خان) ، پزشك (فرار از حقيقت) و مانند اين‌ها ظاهر مي‌شد، پس از موفقيت «قيصر»، كه نقش كوتاهي هم در آن داشت يك سر به ايفاي نقش‌هاي كلاه مخملي دعوت مي‌شد: «علي بي غم» (عباس كسايي، 1349)، رقاصه شهر (شاپور قريب، 1349)، «طوقي» (علي حاتمي، 1349)، «مريد حق» (نظام فاطمي، 1349)، «سه قاب» (ذكريا هاشمي، 1350) و «كاكو» (شاپور قريب، 1350) شماري از اين فيلم‌ها است. ملك مطيعي در فيلم‌هاي بعدي‌اش كوشيد از سنخ‌جاهل فاصله بگيرد، اما تلاش او همواره توام با توفيق نبود. او در فيلم «بت» (ايرج قادري، 1355) به نقش يك گروهبان ژاندارمري ظاهر شد. كارگردان فيلم نقل كرده است: «مشكل مي‌شود با بازيگري جا افتاده طرف شد. من سعي مي‌كردم حركت ابرو را از ملك مطيعي بگيرم، مي‌ديدم اين بار غبغب مي‌گيرد. مواظب غبغبش بودم، دستش حركت اضافي مي‌كرد. خب تا چه اندازه مي‌توان مواظب بود؟ اين است كه در ناصر هماني است كه بوده.» ناصر ملک مطیعی در اصل یکی از پایه گذاران سینمای نوین ایران می باشد،در زمانی که سینما از حالت صامت به حالت ناطق در ایران درآمد. شخصیت امثال ملک مطیعی در سینمای قبل از انقلاب الگو و خط دهنده جامعه ای که در طبقه سه و طبقه متوسط زندگی می کردند، می بودند و این الگو پر از شخصیت مردانگی، گذشت، ایثار و میهن پرستی بود و مردم به خاطر همین شخصیت، ناصر خان را به عنوان یک شخصیت الگو دهنده در زندگیشان پذیرفته بودند.

بیوگرافی کامل ناصر ملک مطیعی

تحصيلات و مدارك علمي:

فارغ‌التحصیل رشتهٔ تربیت بدنی دانشسرای عالی تهران

افتخارات:

برنده جایزه مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد در چهارمین دوره در سال ۱۳۵۰ برای بازی در فیلم سه قاپ . برنده جایزه مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش اول مرد در سومین دوره در سال ۱۳۴۹ برای بازی در فیلم رقاصه شهر.

آثار :


بازیگر:

    واریته بهاری ۱۳۲۸
    شکار خانگی ۱۳۳۰
    ولگرد ۱۳۳۱
    گرداب ۱۳۳۲
    غفلت ۱۳۳۲
    افسونگر ۱۳۳۲
    چهار راه حوادث ۱۳۳۴
    هفده روز به اعدام ۱۳۳۵
    اتهام ۱۳۳۵
    بازگشت به زندگی ۱۳۳۶
    عروس فراری ۱۳۳۷
    طلسم شکسته ۱۳۳۷
    دشمن زن ۱۳۳۷
    دو قلوها ۱۳۳۶
    ستارگان میدرخشند ۱۳۳۹
    اول هیکل ۱۳۳۹
    ارامش قبل از طوفان ۱۳۳۹
    عمونوروز ۱۳۴۰
    عسل تلخ ۱۳۴۰
    سایه سرنوشت ۱۳۴۰
    اس و پاس ۱۳۴۰
    کلاه مخملی ۱۳۴۱
    عروس دهکده ۱۳۴۱
    سوداگران مرگ ۱۳۴۱
    مردها و جاده ها ۱۳۴۲
    با معرفت ها ۱۳۴۲
    اراس خان ۱۳۴۲
    لذت گناه ۱۳۴۳
    ابرام در پاریس ۱۳۴۳
    یک پارچه اقا ۱۳۴۴
    پاسداران دریا ۱۳۴۴
    هاشم خان ۱۳۴۵
    میلیونر فراری ۱۳۴۵
    قهرمان دهکده ۱۳۴۵
    قفس طلایی ۱۳۴۵
    فرار از حقیقت ۱۳۴۵
    حسین کرد ۱۳۴۵
    گذشت بزرگ ۱۳۴۶
    طوفان نوح ۱۳۴۶
    جاده زرین سمرقند ۱۳۴۶
    سالار مردان ۱۳۴۷
    مردان روزگار ۱۳۴۸
    گرفتار ۱۳۴۸
    قیصر ۱۳۴۸
    قصه دلها ۱۳۴۸
    قصر زرین ۱۳۴۸
    جیب بر خوشکله ۱۳۴۸
    مرید حق ۱۳۴۹
    علی بی غم ۱۳۴۹
    طوقی ۱۳۴۹
    سوگلی ۱۳۴۹
    سکه ی شانس ۱۳۴۹
    رقاصه شهر ۱۳۴۹
    نقره داغ ۱۳۵۰
    لوطی ۱۳۵۰
    کلبه ای انسوی رودخانه ۱۳۵۰
    کاکو ۱۳۵۰
    قصاص ۱۳۵۰
    غلام ژاندارم ۱۳۵۰
    سه قاپ ۱۳۵۰
    پهلوان مفرد ۱۳۵۰
    پل ۱۳۵۰
    بابا شمل ۱۳۵۰
    مهدی مشکی ۱۳۵۱
    مرد ۱۳۵۱
    قلندر ۱۳۵۱
    سر گروهبان ۱۳۵۱
    خواطر خواه ۱۳۵۱
    نا خدا ۱۳۵۲
    شیخ صالح ۱۳۵۲
    شورش ۱۳۵۲
    سراب ۱۳۵۲
    دشمن ۱۳۵۲
    صلات ظهر ۱۳۵۳
    ترکمن ۱۳۵۳
    اوستا کریم نوکرنیم ۱۳۵۳
    ابر مرد ۱۳۵۳
    اقا مهدی وارد میشود ۱۳۵۳
    همت ۱۳۵۴
    عبور از مرز زندگی ۱۳۵۴
    پاشنه طلا ۱۳۵۴
    اخم نکن سرکار ۱۳۵۴
    مهمان ۱۳۵۵
    کلک نزن خوشکله ۱۳۵۵
    شادیهای زندگی ۱۳۵۵
    سینه چاک ۱۳۵۵
    چلچراغ ۱۳۵۵
    بت ۱۳۵۵
    بابا گلی به جمالت ۱۳۵۵
    اتش جنوب ۱۳۵۵
    سرباز ۱۳۵۶
    دو مرد خشن ۱۳۵۷
    تا اخرین نفس ۱۳۵۷
    برزخی ها ۱۳۶۱

بیوگرافی کامل ناصر ملک مطیعی

سریال تلویزیونی:

سلطان صاحبقران 1354

نویسنده:

    جاده زرین سمرقند ۱۳۴۶
    میلیونر فراری ۱۳۴۵
    یک پارچه آقا ۱۳۴۴
    مردها و جاده‌ها ۱۳۴۲
    تهیه‌کننده:
    میلیونر فراری (۱۳۴۵)

نقل قول و خاطرات:

ناصر ملک مطیعی:«همیشه نسبت به مردم حق شناس بوده ام،به خاطر این همه محبتی که به من دارند و خدا را شکر این محبت و دوستی تا الان هم ادامه دارد و مردم به من احترام می گذارند و این برای من گنجینه ای هست که از هر ثروتی بالاتر است و امیدوارم شایسته این جایگاهم باشم. »

منابع:
ویکی پدیا ، چوپوق

منبع:http://www.persianv.com


زندگی نامه و بیوگرافی کامل پگاه آهنگرانی + عکس

جدیدترین بیوگرافی بازیگران و هنرمندان ایران و جهان در مجله فان سی
بیوگرافی کامل پگاه آهنگرانی + عکس

بیوگرافی کامل پگاه آهنگرانی

یک کوله سنگین و یک جفت کتانی همه آن چیزی است که همیشه از پگاه آهنگرانی در ذهن تداعی می شود و این فقط به خاطر فیلم دختری با کفش‌های کتانی نیست، به خاطر مجموعه وجود پگاه است که برای همیشه جدا از کمیت عجیبی به نام زمان یا سن و سال، تصویر یک دختر نوجوان پر امید را در ذهن حک می‌کند، تقریبا چهره اش بدون آن لبخند غریب و قشنگ نبوده است، لبخند غریب او حکایت از درونی دارد پر درد دارد، اگرچه انتخاب کرده که شاد باشد و پرجوش و پویا اما این لبخند غمی همراه خودش دارد و ناراحت است.

پگاه آهنگرانی مثل بیشتر بازیگرهایی که از خانواده‌های سینمایی می‌آیند ابتدا با فیلم‌های مادرش منیژه حکمت شناخته می‌شد، حضورش در فیلم سینمایی “دختری با کفش‌های کتانی” شروع خوبی بود که او در این سال‌ها سعی کرد بر پایه‌اش موفقیت‌های بعدی را بنا کند. اگر وجود مادرش نبود، صدرعاملی او را هرگز نمیشناخت و او هرگز در “دختری با کفشهای کتانی” بازی نمیکرد.در سال‌های اخیر پگاه آهنگرانی، روند رو به رشدی در بازیگری داشته و در تئاتر هم حضور پیدا کرده است.

پگاه آهنگرانی فراهانی، متولد دوم مرداد ماه سال ۱۳۶۳ در تهران* است. پدرش جمشید آهنگرانی و مادرش منیژه (مژگان) حکمت است. تحصیلاتش در هنرستان موسیقی را ناتمام گذاشت اما، نوازنده ویولن سل است. خیلی کم حرف است و علاقه ای به سیاست ندارد. فعالیت سینماییش را با بازی در فیلم “گربه آوازخوان” (کامبوزیا پرتوی) در سال ١٣۶٩ در ۶ سالگی آغاز کرد. اما شاید در دومین بازی کارنامه هنری اش در سن پانزده سالگی بود که درخشید:
 
بازی در نقش تداعی در فیلم “دختری با کفشهای کتانی”. بازی راحت و روانش نظرات مثبتی در پی داشت. تا اینکه جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره فیلم قاهره بدست آورد. او در اولین تجربه کارگردانی مادرش به نام “زندان زنان” در سه نقش متفاوت بازی کرده است. در فیلمهای منیژه حکمت ، مصطفی خرقه پوش ، داریوش عیاری، پیمان قاسم‌ خانی و محمدرضا قومی بیشترین همکاری را داشته است. او دو فیلم مستند ساخته است یکی راجع به “غزاله علیزاده” و دیگری راجع به “تئاتر شهر” است.

 بیوگرافی کامل پگاه آهنگرانی  

زمانی که “اخراجی ها ۲″ روی پرده سینما بسیار فروش داشت، پگاه تصمیم میگیرد که فیلمی درباره “مسعود ده نمکی” بسازد. و با وقفه یک ساله ای هم که بدلیل انتخابات در فیلمش ایجاد می شود با اینحال آنرا می سازد. می گوید: “هنوز تلاش می‌کنم فیلم را به جشنواره سینما حقیقت و جشن خانه سینما و…
 
بفرستم. جاهایی وجود دارد که می‌خواهم فیلمم را بفرستم اما شاید اصلا از فیلم خوششان نیاید چون به هر حال من از کسانی شنیدم که گفته‌اند پگاه آهنگرانی از ده‌نمکی پول گرفته و این فیلم را راجع به او ساخته است. کسانی که فیلم را ندیده ‌بودند این حرف‌ها را زده اند. این فیلمی است که آدم‌ها رویش قضاوت دارند.”

به علت مشغله زیادی که داشت یک دوره ۳-۴ ساله از بازیگری کناره گیری کرد و مشغول فیلمسازی شد. برای او موفقیت اینست که دو سال دیگر بتواند فیلم سینمایی بسازد نه اینکه ۱۷ فیلم سینمایی بازی کرده باشد!

کارگردانی برای او از بازیگری با ارزشتر است چون معتقد است کارگردان خوب توانایی این را دارد که فیلم نامه بد را هم خوب بسازد چون به نظر او در سینما پرداخت مهم است تا فیلمنامه و معتقد است کار با کارگردانی مثل آقای کیمیایی باعث یادگیری بیشتر می شود.

 بیوگرافی کامل پگاه آهنگرانی

سلیقه او فیلم‌های شخصیت‌محور است و تعداد زیادی فیلم دوست دارد که مردها شخصیت اصلی آن هستند، به نقل از خودش اگر روزی بخواهد فیلم بسازد حتما فیلمی درباره یک شخصیت مرد می‌سازد و تعصبی برای فیلم ساختن درباره زن‌ها ندارد، این مسیری که او تا امروز آمده‌ است کاملا به طور ناخودآگاه بوده تا در فیلم‌هایی بازی کند که زن‌محور هستند یا مشکلات و مسائل زنان را روایت می‌کنند، همه اینها اتفاقی شکل گرفته است.

ایران ناز

منبع:http://www.persianv.com


زندگی نامه و بیوگرافی کامل حامد بهداد + عکس

جدیدترین بیوگرافی بازیگران و هنرمندان ایران و جهان در مجله فان سی
بیوگرافی کامل حامد بهداد + عکس

 بیوگرافی کامل حامد بهداد

متولد 6 آبان 1352 مشهد
برای اولین بار با ایفای نقش اصلی در فیلم « آخر بازی » (همایون اسعدیان، 1379) سینما را تجربه کرد و برای بازی در همین فیلم هم کاندید سیمرغ بلورین از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. اما بعدها با وجود اینکه هیچگاه در شکل و شمایل نقش اول ظاهر نشد، اما توانست بازیهای در خور توجهی از خود در قالب نقش مکمل در فیلم های مختلف به جا بگذارد که از جمله می توان به فیلم های « بوتیک » (حمید نعمت الله، 1381)، « این زن حرف نمی زند « (احمد امینی، 1381)، « کافه ستاره » (سامان مقدم، 1384) و « آدم » (عبدالرضا کاهانی، 1385) اشاره کرد. اما پررنگ ترین بازی او در قالب نقش مکمل، بازی در فیلم « روز سوم » (محمدحسین لطیفی، 1385) بود که در نقش یک افسر عرافی که در بحبوحه محاصره خرمشهر عاشق دختری خرمشهری می شود، ظاهر شد و موفق شد نظر اکثر کارشناسان و منتقدان سینمایی را به خود جلب کند و برای دومین بار پس از « آخر بازی » کاندید سیمرغ بلورین از دوره بیست و پنجم جشنواره فیلم فجر شود. بازی حامد بهداد در « روز سوم » اوج هنرنمایی اوست.

 بیوگرافی کامل حامد بهداد

مصاحبه با حامد بهداد:

او دارای تحصیلات لیسانس است .كمتر كسى باور مى كرد بازیگر ناشناخته فیلم آخر بازى روزى به یك ستاره تبدیل شود. اما بازى دلچسب و فراموش نشدنى حامد بهداد در آخرین ساخته سینمایى همایون اسعدیان او را به یكى از امید هاى بازیگرى نسل سوم بدل ساخت. بهداد در اولین حضورش كاندیداى دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از نوزدهمین جشنواره بین المللى فیلم فجر شد و پس از آن با حضورى كوتاه اما درخشان در فیلم بوتیك بار دیگر توانست كاندیداى دریافت تندیس خانه سینما شود و حالا پس از ۵ سال از وى به عنوان یكى از آیندگان بازیگرى نام مى برند حامد بهداد در مجموعه تلویزیونى سایه آفتاب ساخته محمدرضا آهنج با ایفاى نقش رضا توانست چهره اى متفاوت از خود بروز دهد و این بار شاهد قضاوت بیشترى درباره بازى اش باشد
او كه در این سال هاى اخیر تمام تلاش خود را معطوف حرفه اش كرده است مى كوشد تا در فضاى سینماى كشور از حاشیه نشینى پرهیز كند.
آنچه در ذیل مى خوانید حاصل گفت وگو با حامد بهداد درباره نقش رضا در مجموعه سایه آفتاب است

این اولین بار بود كه شما را در یك مجموعه داستانى دنباله دار مى دیدیم

بله این نخستین بار است كه در یك سریال بازى كرده ام. البته در دو كار اپیزودیك هم بازى داشته ام جست وجو در شهر و معما

بازى شما در این كار با نقش هاى دیگر تان متفاوت است. چه شد كه این نقش را پذیرفتید

علت تفاوت این نقش با نقش هاى دیگر این است كه طبیعى بازى نمى شود، خیلى ها مى گویند كه نقش غلوشده اى است، ممكن است اینگونه به نظر برسد. با اینكه متداول نبودن دیالوگ ها به این غلو دامن مى زند اما نظر شخصى ام چیز دیگرى است. البته مى توان گفت تمام شخصیت هاى داستان به همین سبك نوشته شده است

چه شد كه به حرفه بازیگرى روى آوردید

طى قرارى كه با خود گذاشته بودم ما به دنیا آمده ایم تا شاهد اتفاق هایى در زندگى مان باشیم، شاهد اتفاقات ریز و درشتى كه من نیز ناظر این اتفاقات هستم. بگذریم، پس از آخر بازى یك اپیزود از مجموعه همسفر را براى قاسم جعفرى كاركردم و بعد از آن یك مجموعه ۲۶ قسمتى (كودكان و نوجوانان) به سفارش شبكه جهانى جام جم را كارگردانى كردم. یك اپیزود از مجموعه معما را بازى كردم. به هر تقدیر اینها حدفاصل آخر بازى و بوتیك به حساب مى آمد

در مصاحبه اى از شما پرسیده شده بود «بازى شما در این سریال بى شباهت به بوتیك و این زن حرف نمى زند نیست»، با آنكه مخالفت كرده بودید، مى خواهم به تفصیل در این باره توضیح دهید

بى ربط است، بازى هاى آل پاچینو نیز شبیه به هم هستند. اما چرا آل پاچینو بازیگر خوبى است. ساده ترین بخش بازیگرى در این است كه بخواهى بازى متفاوتى ارائه كنى. بازیگر براساس نگرش و شخصیتش كارش را پیش مى برد. ما در بازیگرى دنبال چه چیزى هستیم؟ چه تفاوتى میان بازى حمید فرخ نژاد در عروس آتش و ارتفاع پست وجود دارد؟ حقیقت این است كه در هر دو فیلم عالى بازى كرده است. من به عنوان بازیگر و كسى كه كارشناسانه (صددرصد تخصصى) به این مقوله نگاه مى كنم، پیگیر شباهت این دو نقش نیستم؛ بلكه سراغ این وجه ماجرا مى روم كه این بار چقدر توفیق نصیب او شده و چه مقدمه در نقش روح دمیده شده است. نقش چارچوبى است كه توسط نویسنده ترسیم شده و بازیگر تنها به آن جان مى دهد

بازیگر اندیشه هاى كارگردان و نویسنده را از دریچه دغدغه هاى شخصى اش متجلى مى سازد. او نقطه نظرات نویسنده و كارگردان را به خاطر مى سپارد اینكه مى گویم نویسنده یعنى كسى كه درام مى داند از طرفى دیگر با دغدغه ها و از زاویه نگاه خودش نقش را خلق مى كند. در اینجا است كه مهرداد شبیه رضا و رضا شبیه سروش است. به نظر من تفاوت به آن معنى متداول و كلیشه اى چیز جالبى نمى تواند باشد اما تفاوت در یك نگاه جدید است كه مى تواند بازى را جذاب كند
 باز هم تاكید مى كنم كه تمام بازیگران مطرح دنیا شبیه خودشان بازى مى كنند. صدا همان صداست و بدن همان بدن است؛ فقط آن آدم در موقعیتى جدید قرار گرفته كه نویسنده آن موقعیت را به صورت كاملاً ویژه مى آفریند و ارائه مى دهد. رضا در سایه آفتاب مى تواند دو كوچه آن طرف تر از مهرداد زندگى كند ولى شبیه هم نیستند و این را مى توان از تك تك عناصر بصرى موجود فهمید. رضا پاى بند به خانواده خود است و براى گذران زندگى به هر كارى تن داده است و این هر كارى، در حین آبرودارى است. كار رضا اصلاً دزدى نیست، من نمى خواهم رضا را توجیه كنم یا برایش كسب آبرو نمایم. براى من فرقى نمى كند كه آن نقش دزد باشد یا هر چیز دیگر. رضا بچه كوچه است و سوداى پیشرفت (از نوع عجیب و غریب) را ندارد اما مهرداد (بوتیك) این سودا را دارد. رضا به خانه و خانواده اش اهمیت قائل است و به زندگى سنتى پاى بند است
 رضا مابه ازاى بیرونى ندارد، در صورتى كه مهرداد مابه ازاى بیرونى دارد. خواستم از رضا نقشى بسازم كه دوست داشتنى باشد و تماشاگر با آن همذات پندارى كند. در مجموع تفاوت در جزئیات معنا پیدا مى كند و من در جزئیات این را رعایت كرده ام

شخصیت رضا با ادبیاتش همخوانى ندارد و دیالوگ هایش شاعرانه است. تقابل لمپنیسم و شاعرانگى عجیب است

وقتى مى گویم مابه ازاى بیرونى ندارد، این مسئله را نیز شامل مى شود. اتفاقاً دیالوگ هاى او از این ادبیات برخوردار است. فرض كن رضا همراه پدربزرگش به مراسم عزادارى ایام محرم مى رفتند و عزادارى مى كردند یا در زورخانه اشعار فردوسى را مى شنیده، پس این كاراكتر كلى اشعار و ادبیات حفظ شده دارد

دیالوگ رضا در یكى از اپیزودهاى سریال درباره رنگ پیراهن اش این بود رنگش عوض نمى شد جز با مرگ به این شخصیت نمى آید كه فلسفه مرگ را بداند و روشنفكرانه حرف بزند

ابتدا باید روشنفكرى را معنى كرد. او به خاطر معشوقه اش سیاه  پوشیده است، همین. در قدیم بعضى ها پس از مرگ معشوق خود سیاه مى پوشیدند و تا چهل روز و یا بیشتر و شاید تا آخر عمر سیاه را درنمى آوردند، فرض كن رضا ضرب المثل ها و اصطلاحات را خوب نمى شناسد، پاى نقالى نشسته است و داستان هاى شاهنامه را هم شنیده است. زمانى كه من دیالوگ هاى او را خواندم، گفتم این شخصیت مى تواند به این گونه باشد، یكى از آدم هاى خاص زور خانه

بازى شما موجب شده تا بازى هاى دیگر دیده نشود و شخصیت رضا برجسته تر از سایرین باشد

تلاش كردم كه خوب بازى كنم و به دیگران كارى نداشتم. دوست ندارم وارد حاشیه شوم. سعى مى كنم كار خودم را به نحو احسن انجام دهم

آیا در انتخاب نقش خود به تیم بازیگرى و پارتنر هاى خود اهمیت مى دهید

این مسئله اهمیت دارد اما نمى توانم در این ماجرا تاثیر گذار باشم. به هر حال من باید كار خودم را انجام دهم

شما در بوتیك و این زن حرف نمى زند نیز حضور كوتاه اما بازى برجسته اى داشته اید. آیا این را ادامه خواهید داد

خیر، هیچ چیز دست ما نیست و هر چه كه خداوند رقم برند همان را انجام مى دهم. در فیلم نفست رو حبس كن سامان مقدم، در یكى از نقش هاى اصلى بازى مى كنم كه كمى متفاوت است. ظاهر نقش ساده است اما براى ایفاى نقش زحمت زیادى كشیده ام. درآوردن و خلق نقش براى من یعنى رضایت خودم و بعد كارگردان. زمانى كه خودم و كارگردان از نقشى كه ایفا كرده ام راضى باشیم آن كار برایم دلچسب است؛ چون این یك ائتلاف میان من و كارگردان بوده و هر دو به مخاطب فكر مى كنیم. زمانى كه براى خودت قرارداد هاى كوچك مى گذارى و به آنها عمل مى كنى، كارگردان و تماشاگر مشعوف مى شوند. اتفاق بسیار خوبى مى افتد. آن قدر كه باورت نمى شود و خودت از نقشى كه بازى كرده اى شگفت زده مى شوى

در كل به این سریال چگونه نگاه مى كنى. آیا مجموعاً از عملكرد خودت راضى هستى

من تنها از صداوسیما ناراضى ام. صداوسیما مى تواند شرایط بسیار خوبى فراهم كند اما این شرایط بسیار كم فراهم مى شود و مجموعه هایى همانند امام على كمتر تولید مى شود. صداوسیما باید ارزش گذارى هاى سخت گیرانه و بهترى را داشته باشد. به هر تقدیر كار خودم را مى كنم و از كارم لذت مى برم. امیدوارم تماشاگران نیز در این لذت با من شریك باشند

فكر مى كنید چرا بعضى ها از بازى شما ناراضى اند

مهم نیست كه بعضى ها از كار من ناراضى اند، مهم این است كه بعضى ها از كار من راضى اند. امیدوارم به زودى كارى ارائه دهم كه آنهایى كه ناراضى اند نیز بازى مرا دوست داشته باشند.در این كار نظر مخالف و موافق بسیار است و نظر مخالف نظر بدى نیست و یك سرى نظرات بازیگر را رشد مى دهد و جایگاهش را ارتقا مى بخشد

 بیوگرافی کامل حامد بهداد

مجموعه آثار:

– آخر بازی (همایون اسعدیان، 1379)
– این زن حرف نمی زند (احمد امینی، 1381)
– بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)
– کافه ستاره (سامان مقدم، 1384)
– عروس کوهستان (یوسف سیدمهدوی، 1384)
– باغ فردوس پنج بعدازظهر (سیامک شایقی، 1384)
– آدم (عبدالرضا کاهانی، 1385)
– روز سوم (محمدحسین لطیفی، 1385)
– تسویه حساب (تهمینه میلانی، 1386)

جشنواره ها و جوایز:
– کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « آخر بازی » – 1379
– کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « روز سوم » – 1385
– کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « بوتیک » – 1383
– کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « کافه ستاره » – 1385
– پنجمین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « این زن حرف نمی زند » – 1382
– دومین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « بوتیک » – 1383

تکناز

 

منبع:http://www.persianv.com


زندگی نامه و بیوگرافی کامل پژمان بازغی + عکس

جدیدترین بیوگرافی بازیگران و هنرمندان ایران و جهان در مجله فان سی
بیوگرافی کامل پژمان بازغی + عکس

بیوگرافی کامل پژمان بازغی   

جنسیت: مرد
تولد : 1353
محل تولد: ایران
شهرت علمی و فرهنگی: بازیگر
مدرک تحصیلی: دانشجوی رشته مهندسی صنایع از دانشگاه امیرکبیر.

 با فیلم به نمایش درنیامده اعتراف وارد سینما شد و با مجموعه تلویزیونی آژانس دوستی به تلویزیون آمد.
در سینما و تلویزیون چندان پرکار نبود تا اینکه در سال 1381 بازی در فیلم دوئل ساخته احمدرضا درویش را پذیرفت و در آن بهترین نقش‌آفرینی کارنامه هنری‌اش را ارائه کرد. او برای بازی بسیار زیبایش در نقش مشکل و سخت زینال آن‌هم در دو مقطع جوانی و میانسالی (پس از بازگشت از اسارت) کاندید دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیست و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر شد.

 بیوگرافی کامل پژمان بازغی

فیلم‌های سینمائی:

اعتراف (1373)
جوانی (مجید قاری زاده، 1377)
بلوغ (مسعود جعفری جوزانی، 1378)
دوئل (احمدرضا درویش، 1381)
دختری در قفس (قدرت الله صلح میرزایی، 1381)
تارا و تب توت فرنگی (سعید سهیلی، 1382)
سربازهای جمعه (مسعود کیمیائی، 1382)

 بیوگرافی کامل پژمان بازغی

مجموعه‌های تلویزیونی:

آژانس دوستی (احمد رمضان زاده، 78-1375)
این یک دادگاه نیست (اصغر توسلی، 1378)
گروه ویژه (1380)
دریائی‌های (سیروس مقدم، 1380)
سایه آفتاب (گذر عاشقی) (1383)

پارسینه

منبع:http://www.persianv.com


زندگی نامه و بیوگرافی کامل ریما رامین فر + عکس

جدیدترین بیوگرافی بازیگران و هنرمندان ایران و جهان در مجله فان سی
بیوگرافی کامل ریما رامین فر + عکس

بیوگرافی کامل ریما رامین فر    

ریما رامین فر متولد ۱۳۴۹ در تهران، دارای کارشناسی ارشد در کارگردانی تئاتر می باشد. وی کار در تئاتر را در سال ۱۳۷۶ با نمایش “شب بخیر مادر” آغاز نمود و در سال ۱۳۷۹ با بازی در فیلم سینمایی “نان و عشق و موتور ۱۰۰۰” پا به عرصه سینما نهاد.

صحبت‌های ریما رامین فر درباره پایتخت و خانواده‌اش
ریما رامین‌فر، ایفاگر نقش «هما» با تاکید بر اینکه هیچ پروژه‌ای جز «پایتخت» نمی‌توانست او را ۵۰ روز دور از خانواده‌اش نگه دارد، گفت: ۵۰ روز دوری از خانواده به ویژه برای یک مادر کابوس است، به همین خاطر امیدوارم رنجی که ما کشیدیم تبدیل به شادی و خنده مردم شود.
این بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون با اشاره به سختی‌های همکاری با پروژه «پایتخت»، خاطرنشان کرد: ۵۰ روز دوری از خانواده بی‌نهایت سخت است. زمانی که یک بازیگر مجرد است دور بودن از خانواده برایش آسان‌تر است و وقتی هم که ازدواج می‌کند باز هم قابل تحمل است، اما وقتی مادر می‌شوی دوری از خانواده در مدت زمان زیاد واقعا کابوس است و من این را واقعا حس کردم؛ حتی از زمانی هم که وارد تهران شدیم باز هم خیلی کم خانواده‌هایمان را می‌بینیم.

وی افزود: هر کاری برای خودش سختی دارد، اما باید بگویم «پایتخت» واقعا طاقت‌فرسا بود، اما با تمام این سختی‌ها همه عوامل چه آنهایی که پشت دوربین بودند و چه ما بازیگرانی که مقابل دوربین هستیم عاشقانه کار می‌کنیم، چرا که «پایتخت» واقعا برایمان عزیز است، فقط آرزو می‌کنم رنج و سختی همه ما در نهایت به خوشی و خنده مردم عزیزمان تبدیل شود تا خستگی‌مان در بیاید.
رامین‌فر که همسرش امیر جعفری هم در یکی از سکانس‌های «پایتخت (۲)» به عنوان بازیگر افتخاری مقابل دوربین سیروس مقدم رفت، اظهار کرد: «پایتخت» واقعا برایم عزیز است و به اندازه خانواده‌ام دوستش دارم و به غیر از آن هیچ پروژه دیگری نمی‌توانست مرا دور از تهران نگه دارد؛ فقط «پایتخت» می‌توانست این کار را با من بکند.

 بیوگرافی کامل ریما رامین فر

بازیگر نقش «هما» در سریال «پایتخت» در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه فکر می‌کنید «پایتخت (۲)» همچون سری اول بتواند میان مردم محبوب شود؟ خاطرنشان کرد: به نظرم نمی‌توان پیش‌بینی کرد که مخاطب به همان اندازه، «پایتخت (۲)» را هم دوست داشته باشد. اما همه‌ی ما خیلی خوش‌بین هستیم چرا که هیچ‌یک از عوامل کوتاهی نکردند و همه با هم سعی خواهیم کرد تا این مجموعه را به بهترین شکل ممکن ارائه دهیم.
 
امیدوارم که سری دوم «پایتخت» به اندازه‌ی سری اول پذیرای خانواده‌ها باشد و سطح کیفی آن نسبت به گذشته رشد کند.وی در ادامه صحبت‌های خود با بیان اینکه سطح توقع مردم در «پایتخت (۲)» قطعا بالاتر خواهد رفت، تصریح کرد: زمانی که سری اول پایتخت به روی آنتن رفت، مردم بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای، سریال را تماشا کردند و پسندیدند چرا که سطح توقعات بالا نبود، اما الان ما می‌دانیم که مردم قرار است با انتظارات خیلی بالایی «پایتخت (۲ )»را نگاه کنند بنابراین امیدواریم سربلند شویم.
 

 بیوگرافی کامل ریما رامین فر

رامین‌فر در پایان گفت‌وگوی خود درباره اینکه «هما» همچنان به عنوان عروس خانواده رابطه و نوع رفتارش با اعضای خانواده را تغییر نمی‌دهد، به خبرنگار ایسنا گفت: کاراکتر من به عنوان مادر و عروس خانواده هیچ تغییری نخواهد کرد و تنها تغییرش این است که هما به عنوان دانشجو در یکی از شهرهای نزدیک خانه‌اش درس می‌خواند. در «پایتخت (۲ )» بیشتر موقعیت‌های قصه تفاوت می‌کند و دیگر قرار نیست به تهران مهاجرت کنیم، بلکه سفر ما به اندازه تفریح است. اما همچنان کماکان برای خانواده نقی حوادث رخ می‌دهد. نوع رابطه و رفتار من هم به عنوان مادر و عروس خانواده با بچه‌هایم،‌ همسرم، پدر همسرم و ارسطو تغییر نمی‌کند و همان است.

ایران ناز

منبع:http://www.persianv.com